مىكرد . سپس تأمّل كند كه او نيز مانند آنهاست ، و غفلتش مثل غفلت ايشان است ، و حال وى در قبر همچون حال آنان خواهد بود . و چون مدتى به اين افكار و امثال اينها پرداخت ، و همراه آن در گورستان و در تشييع جنازه ها حضور يافت و بيماران را مشاهده نمود ، ياد مرگ در دلش همواره حاضر مىگردد ، و در اين هنگام چه بسا آماده آن شود و از خانه فريب كناره گيرد و دست بردارد . و امّا ياد ظاهرى و زود گذر و ذكر زبانى نتيجه و سودش در آگاهى و بيدارى اندك است . و هر گاه دلش به چيزى از اسباب دنيا خوشحال شد ، سزاوار است كه در همان حال به ياد آورد كه ناگزير از آن جدا خواهد شد ، چنان كه گفتهاند : يكى از بزرگان روزى به خانه خود نگريست و از خوبى آن به شگفت آمد ، پس بگريست و گفت : به خدا قسم اگر مرگ نبود به آن شادمان بودم .
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 57
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٥٧