فصل 110 غرض از ايجاد انسان
بدان كه غرض اصلى از ايجاد و آفرينش انسان معرفت خدا و وصول به محبّت و انس اوست ، و اين بستگى دارد به صفا و تجرّد نفس . پس هر چه نفس صافىتر و تجرّد آن بيشتر باشد ، انس و محبّت او به خدا شديدتر و بالاتر است . و صفاى نفس و تجرّد آن موقوف است بر دورى از شهوات ، و باز داشتن آن از لذات ، و گسستن و دل كندن از اندك متاع دنيوى ، و به حركت در آوردن اعضاء و جوارح و به كار بردن آنها براى خدا در اعمال سخت و دشوار ، و پيوسته به ياد خدا بودن و دل را به او متوجّه ساختن . و از اين رو عبادات مشتمل بر اين امور تشريع شده ، زيرا بعضى از عبادات انفاق و بذل مال است كه موجب گسستن از مال و متاع دنياست ، مانند زكات و خمس و صدقات ، و بعضى ديگر متضمّن خوددارى از شهوات و لذات است مثل روزه ، و بعضى مشتمل بر ياد خدا و متوجّه ساختن دل به او و به كار بردن اعضاء در عبادات است ، مانند نماز ، و در ميان آنها حج مشتمل بر همهء اين امور است با زيادتى ، زيرا در آن است : جدائى و ترك وطن ، و مشقّت تن ، و انفاق اموال ، و قطع آرزوها ، و تحمّل سختىها ، و تجديد عهد و پيمان الهى ، و حضور در مشعرها ، و ديدار شعائر ، و تحقّق مداومت ياد خدا در اعمال آن ، و رو آوردن به او به انواع طاعات و عبادات ، با وجود اينكه اعمال آن امورى است كه مردم به آنها انس نگرفتهاند ، و عقول به معانى و اسرار آنها راه نمىيابند ، مانند زدن