تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
كسى به چيزى از اينها مبتلا شود و سپس نجات يابد ، چه بسا قدر آن نعمت را بداند و خدا را شكر كند . و همچنين شخص بينا اگر كور شود سپس بينائى خود را باز يابد آن را نعمت مىشمارد و در مقام شكر برمىآيد ، ولى اگر به كورى گرفتار نگردد و پيوسته بينا باشد از شكر گزارى غافل مىماند . و اين از غايت نادانى است ، زيرا شكر آنان موقوف است بر سلب نعمت و سپس بازگشت آن در زمانى ديگر ، و حال آنكه نعمتى كه همواره هست به شكر گزارى سزاوارتر است . و چون رحمت خدا گسترده است كه همهء خلق را در جميع احوال فرا مىگيرد نادانان آن را نعمت نمىشمارند . و مثل آنان مانند بندهء بدى است كه اگر او را نزنند گردنكشى كند و سپاسگزارى را ترك نمايد ، و اگر در غالب اوقات زده شود و ساعتى او را نزنند شكر آقاى خود را بجا آورد . و هر كه تأمّل كند مىداند كه نعمت خدا بر او در شربت آبى هنگام تشنگى از پادشاهى همهء زمين بهتر و برتر است ، چنان كه منقول است كه : « يكى از علما بر يكى از پادشاهان وارد شد در حالى كه در دست وى كوزهء آبى بود و مىخواست بياشامد ، پس به آن عالم گفت : مرا پندى ده . گفت : اگر اين آشاميدنى را از تو باز گيرند و به تو ندهند مگر به بذل همهء اموال و پادشاهى ، كه اگر ندهى همچنان تشنه بمانى ، آيا مىدهى ؟ گفت : آرى گفت : پس چگونه به اين پادشاهى شاد مىشوى كه از يك جرعهء آب كمتر است » به علاوه ، هر بنده اى اگر در حال خويش به دقّت بنگرد ، در مىيابد كه او را از جانب خدا نعمت يا نعمتهاى بسيار است كه مخصوص اوست و هيچ كس با او در آنها شريك نيست ، يا اندكى از مردم با او انبازند ، يا در عقل ، يا در خلق و خو ، يا در ورع و تقوى ، يا دين ، يا در صورت و شخص وى ، يا اهل و فرزندان ، يا مسكن و شهر او ، يا دوستان و نزديكان ، يا عزت و جاه ، يا طول عمر و تندرستى ، يا غير اينها از آنچه محبوب اوست . بلكه مىگوئيم : اگر كسى به هيچ يك از اينها مخصوص نباشد ، شكَّى نيست كه در نفس خود معتقد است كه در بعضى از اينها بر ديگر مردم اختصاص و برترى دارد ، چنان كه بيشتر مردم بر اين باورند كه خردمندترين مردم يا خوشخوترين ايشانند ، با اينكه در واقع چنين نيست . و از اين رو از كمى عقل
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 342 | ملا محمد مهدي النراقي / دكتر سيد جلال الدين مجتبوي