تركيب از اجزاء متضاد نيست ، پس هر يك از ايشان فعلى يگانه دارد ، چنان كه در قول خداى تعالى به آن اشاره شده است :
وَ ما مِنّا الا لَه مَقامٌ مَعلُوم 37 : 164 ( صافّات ، 164 ) « هيچ كس از ما [ فرشتگان ] نيست مگر مقامى معيّن دارد » .
و از اين رو ، ميان فرشتگان حسد و همچشمى نيست . و مثال ايشان در تعيين مرتبهء هر يك و عدم مزاحمت يكديگر مانند حواس پنجگانه است ، و نه مانند انسان كه پذيرندهء كارهاى مختلف مىشود ، و سبب اين امر اختلاف صفات و انگيزه هاى اوست ، زيرا آدميان چون تك صفتى نيستند تك فعلى نيز نيستند ، و از اين رو مىبينى كه آدمى گاهى طاعت خدا مىكند و گاه ديگر عصيان مىورزد ، و حال آنكه ملائكه چنين نيستند ، بلكه سرشت ايشان بر طاعت نهاده شده و معصيت دربارهء آنان متصوّر نيست ، و هر يك را طاعتى خاص و معيّن است . پس راكع ايشان همواره راكع است و ساجدشان هميشه ساجد ، و قائمشان پيوسته قائم است ، در افعال ايشان اختلاف و ضعف و سستى نيست و براى هر يك مقامى معلوم و معيّن است .
و چون عدد فرشتگان زمينى را كه از ملائكهء آسمانى در بعضى از افعال تنها غذا خوردن استمداد مىكنند دانستى ، ساير افعال غذا خوردن و ديگر اعمال باطنى و ظاهرى خود را بر آن قياس كن . و آنگاه همهء صناعات الهى و افعالى را كه در عوالم جبروت و ملكوت و عالم ملك و شهادت از آسمانها و زمين و آنچه ميان و زير و بالاى آنهاست رخ مىدهد به اجمال بر آنها قياس كن و بدان كه شمار فرشتگانى كه بر اينها گماشته شدهاند نامتناهى است ، و در حالى كه طبقات و انواع ملائكه را نمىتوان برشمرد ، چگونه مىتوان تعداد افراد آن طبقات را معلوم كرد ؟ و چون دانستى كه هر نعمتى بر نعمتهاى پياپى بسيار كه خدا آفريده و بعضى به بعضى ديگر اتّصال و ارتباط دارند موقوف است روشن و آشكار مىشود كه :
هر كه يك نعمت را كفران كند همهء نعمتها را ناسپاسى كرده ، مثلا اگر كسى به نامحرمى نظر كند ، با گشودن چشم نعمت خدا را در پلكها كفران نموده ، و چون پلكها به چشم و چشم به سر و سر به همهء بدن بسته است و برپائى بدن به غذاست و غذا به آب و زمين و هوا و ابر و باران و خورشيد و ماه و ستارگان و آسمانها بسته
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 338
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٣٣٨