خلقت آدمى تباه و زشت مىشد و بعضى جاها نازك و برخى ضعيف مىگشت . پس مراعات اين هندسه به فرشته اى واگذار شده است . و زنهار تا نپندارى كه خون به طبيعت خود شكل خود را مىسازد ، كه هر كه اين امور را به طبع احاله كند جاهل است و نمىداند چه مىگويد . زيرا اگر از طبيعت قوهء بىشعور را اراده كند و بگويد :
هر يك از اين افعال موكول به قوه اى است كه شعور ندارد ، مىگوئيم : اين خود دليل است بر عظمت خدا و حكمت و قدرت او ، چه شكَّى نيست كه آنچه شعور ندارد به خودى خود نمىتواند هيچ فعلى بجا آورد ، تا چه رسد به اينكه افعال متين و استوار و محكمى كه مشتمل بر حكمتهاى باريك و دقيق و مصالح آشكار و پنهان است انجام دهد . پس اينها شرايط ناقصى است براى ايجاد بيواسطهء اين افعال از جانب خداى سبحان ، يا بواسطهء شمارى از اين قوا از ملائكه .
و به هر تقدير ، اشخاص هفتگانه از مخلوق خداى سبحان مسخّر در باطن توست كه به اين افعال گماشته شدهاند ، و در كار تو مشغولند ، و تو در خواب در استراحتى ، و به غفلت در رفت و آمدى ، و آنان غذا را در درون تو براى جذب آماده و اصلاح مىكنند و تو را خبرى از ايشان نيست . و همچنين بر هر جزئى از اجزاء بدن تو فرشتگانى موكَّلند ، تا آنجا كه بعضى از اجزاء - مانند چشم و قلب - به بيش از صد فرشته نيازمندند . و اين فرشتگان زمينى از فرشتگان آسمانى به ترتيبى معيّن مدد مىگيرند كه جز خدا به كنه آن احاطه ندارد ، و مدد ملائكهء آسمانى از حاملان عرش است ، و منعم جميع آنان به تأييد و تسديد و هدايت ، خداى مهيمن قدّوس است كه در ملك و ملكوت و عزّت و جبروت يكتاست . و هر كه بخواهد اجمالا كثرت ملائكهء آسمانها و زمينها و گياهان و حيوانات و ابرها و هوا و درياها و كوهها و بارانها و غير اينها را بداند بايد به اخبارى كه از ائمّه - عليهم السّلام رسيده مراجعه نمايد .
پس هر فعلى از افعال هفتگانهء مذكور بايد به فرشته اى واگذار شده باشد و ممكن نيست كه همهء آنها به يك فرشته تفويض شده باشد ، چنان كه يك فرد انسان نمىتواند هفت عمل دربارهء گندم ، مانند آرد كردن و جدا ساختن نخاله و دفع فضله از آن و ريختن آب بر آن و خمير كردن و پاره نمودن و گرد كردن و نازك ساختن و چسباندن به تنور ، را انجام دهد . زيرا فرشته تك صفت است و در او آميختگى و
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 337
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٣٣٧