تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
آنها در توان بشر نيست . پس مىگوئيم : هر جزء از بدن تو بلكه هر يك از اجزاء نبات غذا نمىخورند مگر اينكه فرشتگانى كه تعداد آنها را نمىتوان بيان كرد به آن گماشته شده‌اند . بيان مطلب : معنى غذا خوردن اين است كه بخشى از غذا جاى آن جزء را كه از بدن تلف شده بگيرد . و اين موقوف است بر حركات و تغييرات و دگرگونيهائى براى غذا تا جزئى از بدن شود ، مانند جذب و هضم و گوشت و استخوان شدن . و معلوم است كه غذا و خون و گوشت اجسامى هستند كه قدرت و معرفت و اختيارى ندارند تا به خودى خود حركت و تغيير كنند ، و مجرّد طبع در گوناگون شدن آنها كافى نيست ، همچنانكه گندم به خودى خود آرد و خمير و نان نمىشود مگر بواسطهء صنعتگران ، و اهل صنعت در باطن همان فرشتگانند ، چنان كه صنعتگران در ظاهر اهل شهرند . پس غذا ، بعد از گذاشتن در دهان تا هنگامى كه خون گردد از فرشتگانى چند ناگزير است ، و ما متعرّض بيان و تعداد آنها نيستيم ، و مىگوئيم : پس از آنكه خون شد تا آنكه جزء بدن گردد ، محتاج به هفت فرشته است ، زيرا ناچار است از فرشته اى كه خون را به گوشت و استخوان رساند ، كه خون به خودى خود حركت نمىكند ، و فرشته اى ديگر ضرور است تا غذا را در كنار گوشت نگهدارد ، و فرشتهء سومى بايد كه صورت خون را از آن بگيرد ، و چهارم تا صورت گوشت و استخوان و رگ و پى را به آن بپوشاند ، و پنجم تا مواد زائد را دفع كند ، و ششم تا آنچه را صفت گوشتى پيدا كرده به گوشت سابق بچسباند ، و آنچه را صفت استخوانى كسب نموده به استخوان متّصل سازد ، و آنچه را رگ و پى شده به آنها بپيوندد تا جدا و منفصل نباشند ، و ناگزير است از فرشتهء هفتمى تا مقدار لازم را در اينها مراعات كند و أشكال هر يك را به مطابق آنها پيوند دهد ، و به هر عضوى آنچه مناسب و لايق و محتاج است برساند . مثلا اگر براى بينى كودك آنچه مناسب ران اوست جمع آيد بينى او بزرگ مىشود و تجويف ( ميان تهى بودن ) آن از ميان مىرود و صورتش زشت مىگردد ، بلكه فرشته اى بايد تا به پلك چشم با آن نازكى و به ران با آن ستبرى و به حدقه با آن صفا و به استخوان با آن صلابت آنچه مناسب و در خور هر يك از حيث اندازه و شكل است برساند ، و غذا را به عدل تقسيم كند ، و گر نه هيئت و