و رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود : « من انقطع إلى اللَّه كفاه اللَّه كلّ مئونة ، و رزقه من حيث لا يحتسب ، و من انقطع إلى الدّنيا و كله اللَّه إليها »
« هر كه به سوى خدا منقطع شود ( خاصّ خدا گردد ) خدا همهء امور و حاجات او را كفايت مىكند ، و از جائى كه گمان ندارد روزيش مىدهد ، و هر كه به دنيا منقطع شود ( خاصّ دنيا گردد ) خدا او را به دنيا وا مىگذارد » .
و فرمود : « من سرّه أن يكون أغنى النّاس ، فليكن بما عند اللَّه اوثق منه بما فى يده »
« هر كه دوست دارد بىنيازترين مردم باشد بايد اعتمادش به آنچه نزد خداست بيشتر باشد از اعتماد به آنچه در دست خود اوست » .
و فرمود : « لو انّكم تتوكَّلون على اللَّه حقّ توكَّله ، لرزقتم كما ترزق الطَّيور ، تغدو خماصا و تروح بطانا »
« اگر بر خدا توكَّل كنيد چنان كه حقّ توكل اوست هر آينه روزى مىيابيد چنان كه مرغان روزى مىيابند ، هر بامداد با شكمهاى تهى و گرسنه از آشيانه هاى خود بر مىپرند و شبانگاه با شكمهاى پر و سير باز مىآيند » .
و از حضرت على بن الحسين عليهما السّلام روايت است كه فرمود : « روزى از خانه بيرون رفتم تا به اين ديوار رسيدم ، بر آن تكيه كردم ، در اين موقع مردى را ديدم كه دو جامهء سفيد پوشيده روياروى من به من نگاه مىكند ، پس گفت : اى على بن الحسين چرا تو را غمگين و محزون مىبينم ؟ آيا براى دنياست ؟ خداوند نيكوكار و بدكار را روزى مىدهد . گفتم : براى اين محزون نيستم ، و آنچه گفتى درست است . گفت :
پس آيا براى آخرت است ؟ آن وعده اى است راست كه پادشاه قاهر و قادر در آن حكم مىكند . گفتم : چنين است كه مىگوئى ، و حزن من براى اين هم نيست .
گفت : پس اندوه تو از چيست ؟ گفتم : از فتنهء پسر زبير و گرفتارى مردم در آن مىترسيم . خنديد و گفت : اى على بن الحسين آيا هيچ كس را ديده اى كه خدا را بخواند و خدا او را اجابت نكند ؟ گفتم : نه گفت : آيا كسى را ديده اى كه بر خدا توكل كند و خدا او را كفايت نكند ؟ گفتم : نه گفت : آيا كسى را ديده اى كه از خدا چيزى بخواهد و به او ندهد ؟ گفتم : نه . . . سپس از نظر من غايب شد « ، و شايد او حضر بود - بر پيامبر ما و بر او درود باد .
و امام صادق عليه السّلام فرمود : « خدا به داود وحى فرمود : هيچ يك از بندگانم به من
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 279
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٢٧٩