من ايشان را ياد كنم ، و نخستين چيزى كه به آنان عطا مىكنم اين است كه از نور خويش در دلهاى ايشان مىافكنم ، از من خبر مىدهند همچنانكه من از آنان خبر مىدهم ، و اگر آسمانها و زمين و آنچه در آنهاست در ترازوى ايشان باشد آن را براى آنان آماده مىسازم ، و به ايشان رو مىآورم و حال آنكه هيچ كس نمىداند كه به او چه عطا خواهم كرد « . و امام صادق عليه السّلام فرمود : « مشتاق ديدار خدا نه خواهش طعام دارد و نه از نوشيدنى لذت مىبرد ، و نه خواب و استراحت خوش آيند اوست ، و نه به دوست و رفيق انس مىگيرد ، و نه در خانه اى جاى مىگزيند ، و نه در جاى معمور و آبادى ساكن مىشود ، و نه جامه نرم مىپوشد ، و نه در جايى قرار مىگيرد ، شبا روز به عبادت خدا مشغول است ، اميدوار است كه به آرزوى لقاء الهى و اصل شود ، به زبان شوق مناجات مىكند و آرزوى درونى خود را به الفاظ و عبارات در مىآورد ، چنان كه خداى تعالى از موسى بن عمران در وعده گاه پروردگار خويش با اين گفتار خود خبر مىدهد : » و عجلت إليك ربّ لترضى : « من به شتاب آمدم ، پروردگارا تا خشنود شوى » ، و پيغمبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم از حال او خبر داده است كه : « در مدت چهل روز نه در رفتن و نه در آمدن از شوق لقاى پروردگار خويش نه چيزى خورد ، نه آب آشاميد و نه خواب كرد و نه استراحت » . پس چون داخل ميدان شوق الهى شدى تكبير [ فنا ] بر خود بگو و طمع از مرادهاى دنيوى ببر ، و با همه مألوفات وداع كن ، و از هر چيز غير از آن كه به دو شوق دارى روى بگردان ، و در ميان زندگى [ ابدى و لذّات روحانى جاودانى ] و مرگ [ از دنيا و لذّات جسمانى ] فرياد كن : لبيك اللَّهم لبّيك ( اجابت باد تورا ، اينك در طاعت و خدمت تو ايستادهام ) كه خدا پاداش تو را بزرگ گرداند . مثل مشتاق لقاى الهى مانند كسى است كه نزديك به غرق شدن باشد ، كه قصد و مرادى جز رهايى از غرق و هلاكت ندارد ، و هر چه غير از آن است از ياد ببرد « ( 1 ) . و آنچه در دعاهاى معصومان از طلب شوق [ لقاى الهى ] رسيده بسيار است ، و آيات و اخبارى كه در اثبات محبّت و انس خواهد آمد شوق را نيز ثابت مىكند .
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 168
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص١٦٨
هامش
( 1 ) اين حديث را با » مصباح الشريعة « : باب 99 تصحيح كرديم . .