تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
و از آنهاست : كراهت و آن عبارت است از نفرت و رميدگى طبع از چيزى كه خالى از درد و رنجى نباشد ، و چون كراهت قوّت گيرد دشمنى ناميده شود . و ضدّ آن دوستى است ، و آن عبارت است از ميل و گرايش طبع به چيزى كه لذت آور است ، و اگر اين ميل قوّت گيرد عشق ناميده شود . بدان كه بىرغبتى و غفلت و كراهت و دورى ( بعد ) امورى است متناسب با يكديگر كه بعضى بر بعضى مترتّب مىشود و همچنين اضداد آنها - يعنى شوق و نيّت و حب و انس - كه متناسب و مترتّب بر يكديگرند . در اينجا ما اجمالا به معانى آنها و فرق بين آنها اشاره مىكنيم ، سپس يكايك را به ترتيب ذكر خواهيم كرد . پس مىگوئيم : دانستى كه غفلت و نيّت ضدّند ، و آن دو عبارتند از برانگيخته نشدن نفس و برانگيخته شدن آن به چيزى كه غرض موافق و سازگار آن زود يا دير در آن است ، و امّا بىرغبتى و شوق نيز ضدّند و دو مبدأ براى غفلت و نيّتاند . بيان مطلب اين است كه : معنى عدم رغبت روشن و ظاهر است ، و شوق عبارت است از رغبت به چيزى كه به آن نرسيده و به نحوى از او غايب و ناپديد باشد ، پس شوق خالى از درد جدائى و مفارقت نيست ، و اگر جدائى بر طرف شد و وصال حاصل آمد شوق از ميان مىرود . امّا فرق شوق با نيّت آشكار است ، زيرا مفهوم شوق مجرّد رغبت به چيزى است بدون اعتبار برانگيخته شدن نفس به طلب آن ، و نيّت برانگيخته شدن مذكور است ، پس شوق مبدأ نيّت است و نيّت مترتّب بر آن است ، و به همين
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 159 | ملا محمد مهدي النراقي / دكتر سيد جلال الدين مجتبوي