تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
بيشتر است ، بنابراين غيبت را ترك و از آن توبه مىكند نه از خمر . پس توبه از بعضى از معاصى نه از بعضى ديگر در صورتى كه نوعا مختلف باشند ممكن و درست است ، و توبه گناه را از او دفع مىكند ، و اگر توبه نكند گناه بر او نوشته مىشود ، بلكه بيشتر توبه ها از اين گونه است ، زيرا تائبان در اعصار و قرون گذشته بسيار بوده‌اند ، و هيچ يك از آنها معصوم نبوده است ، و هر يك معتقد بوده است كه البته از وى گناهى سر زده است . و دليل صحّت اين گونه توبه سخن امام عليه السّلام است : « التّائب من الذّنب كمن لا ذنب له » « تائب از گناه همچون كسى است كه گناه ندارد » ، و نفرمود : تائب از گناهان . بلى توبه از بعضى گناهان و نه از بعضى ديگر در صورتى كه مشابه و مماثل باشند نادرست و غير معقول است ، زيرا هر دو از لحاظ شهوت و از حيث تعرّض خشم و ناخشنودى خدا يكسانند ، بنابراين توبه از گرفتن اين نان حرام امّا نه آن نان حرام يا از گرفتن درهم حرام نه دينار حرام يا از ترك نماز ظهر نه نماز عصر بىمعنى است ، زيرا اگر اين صحيح باشد توبه از گرفتن اين نان نه آن نان يا از گرفتن اين درهم نه آن درهم نيز درست است . خلاصه آنكه : توبه از بعضى گناهان و نه از بعضى ديگر با تفاوت اين دو در عقاب و اقتضاء شهوت صحيح است ، و با همانندى و مشابهت آن دو نامعقول است . بعضى از علما گفته‌اند : توبه از بعضى گناهان نه از بعضى ديگر مطلقا درست نيست ، و اين گونه استدلال كرده‌اند كه توبه عبارت است از پشيمانى ، و كسى كه مثلا از دزدى توبه مىكند براى گناه بودن آن است نه براى دزدى بودن آن ، و معقول نيست كه اگر درد و رنج معصيت او را مىآزارد از دزدى پشيمان باشد امّا نه از زنا ، زيرا علَّت شامل هر دو مىباشد . مثلا كسى كه از قتل فرزندش با شمشير متألَّم و آزرده است از قتل او با كارد نيز دردمند و رنجور است ، زيرا دردمندى نمودن همانا به سبب از دست رفتن محبوب است ، خواه با شمشير باشد يا با كارد ، و همچنين دردمندى و ناراحتى تائب همانا براى از دست دادن محبوب به سبب معصيت است ، چه اين نافرمانى به وسيله دزدى باشد يا زنا . امّا پاسخ اين گفتار از آنچه گفتيم روشن است .