تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
« هيچ انسانى روياروى مؤمنى به او طعنه نمىزند جز اينكه به بدترين مردنها مىميرد ، و سزاوار است كه به خير باز نگردد » . و بدان كه بحث دربارهء اين امور - يعنى فحش و لعن و طعن و امثال اينها ، مثل غيبت و دروغ و بهتان و استهزاء و مزاح و فرو رفتن در باطل و سخن نابجا و نامربوط - در جاى خود يعنى آفات زبان خواهد آمد ، و گفته خواهد شد كه همهء آفات زبان ضدّ عامّى دارد كه سكوت و خاموشى است ، و بيان فضيلت و فوائد آن خواهد آمد . و اخبارى كه دربارهء آفات و ذمّ لسان رسيده و اينكه شرّ آن از شرّ ديگر اعضاء بيشتر است ذكر خواهد شد ، و آن اخبار با عموميّتى كه دارد بر ذمّ اين امور دلالت مىكند . و از آنهاست ( يعنى از رذائل قوه غضبيّه ) : عجب ( خودبينى ) عجب اين است كه آدمى به جهت كمالى كه در خود مىبيند خود را بزرگ شمارد ، خواه آن كمال را داشته باشد و خواه نداشته باشد ، و خواه آن صفت در واقع كمال باشد يا نباشد . و بعضى گفته‌اند : « عجب آن است كه نعمتى را كه دارد بزرگ شمارد و به آن ميل و اعتماد نمايد و از منعم آن فراموش كند . » اين معنى نزديك است به همان معنى اوّلى كه ذكر شد . در مفهوم عجب ( خودبينى ) اين شرط معتبر نيست كه كسى خود را در اين كمال و اين نعمت فوق ديگرى ببيند . و به همين معنى عجب از كبر متمايز مىشود . زيرا كبر اين است كه آدمى براى خود مزيّتى در صفت كمال بر غير خود ببيند ، و به عبارت ديگر فرق عجب و كبر اين است كه متكبّر خود را بالاتر از غير بداند و مرتبهء خود را برتر شمارد . و خلاصه كبر دو طرف دارد : متكبّر و كسى كه بر او تكبّر مىشود . ولى در عجب پاى غير در ميان نيست بلكه اگر تنها يك فرد انسان خلق شده بود تصوّر مىرفت كه همو معجب ( خودبين ) باشد ، و حال آنكه متكبّر