پرسيدند ، فرمود : « نه ، بيرون نروند مگر پيرزنان » ، و در روايتى ديگر است كه از آن حضرت از بيرون رفتن زنان در عيدين و جماعت پرسيدند ، فرمود : « نه ، مگر زن سالخورده » .
بالجمله : هر كه از احوال زنان اين عصر و امثال آن باخبر و آگاه باشد مىداند كه مقتضاى غيرت اين است كه آنان را از همهء آنچه به فتنه و فساد كشانده مىشوند محافظت كند ، خواه چيزهائى باشد كه في نفسه حرام است مثل نگاه كردن به مردان اجنبى و نامحرم و شنيدن سخنانشان بدون ضرورت شرعى و ارتكاب لهو و لعب ( مثلا ساز و آواز و غنا ) يا في نفسه حرام نباشد مانند بيرون رفتن بدون ضرورت شرعى و لو به مساجد و مشاهد مشرّفه و مجالس عزادارى مولانا أبي عبد الله الحسين عليه السّلام . زيرا اين هر چند في نفسه نيكو و راجح است امّا غالبا از منافى غيرت و حميّت جدا نيست - چنان كه در زمان ما مشاهده مىشود . و حدّ اقل اين است كه خالى از نظر به مردان نامحرم و شنيدن سخن ايشان و بلكه نظر مردان به آنان و شنيدن صدايشان نيست ، و اين امر خروج و انحراف دو طرف از قانون عفّت است .
با اينكه قطعا مىدانيم كه بيرون رفتن بيشتر آنان خالى از غرضى فاسد يا بيهوده نيست و كم است كه فقط براى قرب به خدا و ثواب باشد . از اين رو صواب آن است كه در مثل اين زمان از بيرون رفتن آنان جلوگيرى شود مگر براى سفر واجب مانند حجّ ، يا رفتن به خانهء عالمى عادل براى ياد گرفتن مسائل ، هرگاه مردان آنها نتوانند اين نياز را برآورند . بلى ، اگر فرض شود كه بيرون رفتن آنها به يكى از مشاهد ( زيارتگاهها ) يا مجالس ويژهء زنان مانند مجلس عزادارى و مجمع عروسى به نحوى است كه يقين حاصل شود كه آنجاها از فساد و گناه خالى است و آنچه منافى غيرت است رخ نخواهد داد ظاهر آن است كه اذن دادن ايشان جايز باشد و بلكه رجحان داشته باشد . و اين همه در مورد زنان جوان است ، امّا بيرون رفتن پيرزنان به جاهاى مذكور مانعى ندارد .
و مقتضاى غيرت اين است كه زنان را از شنيدن حكايات شهوتانگيز و سخنان عشرت آميز منع كنند ، و از مصاحبت پيرزنانى كه در مجالس مردان آمد و شد دارند و داستانهاى آنان را نقل مىكنند جلوگيرى نمايند . زيرا در زنان عقل و
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 327
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٣٢٧