كه با آنها وعده و وعيد خدا را مىبيند ، و بيم طليعه و پيشاهنگ عدل خدا و خبر دهندهء وعيد اوست ، و اميد خوانندهء فضل خداست و دل را زنده مىكند ، و خوف نفس ( امّاره ) را مىميراند . . . و هر كس بر ميزان بيم و اميد خدا را بندگى كند گمراه نمىشود و به آرزوى خود مىرسد ، و چگونه بندهء خدا ترسان نباشد و حال آنكه به پايان سرنوشت و سرانجام كار خود ناآگاه است ، و عملى ندارد كه از روى استحقاق به آن متوسّل شود ، و قدرتى ندارد و راه گريزى برايش نيست ، و چگونه اميدوار نباشد در صورتى كه ناتوانى خود را مىشناسد ، و در درياى نعمتهاى بيشمار خدا غرق است . و دوستدار خدا پروردگارش را با اميد به ديدار و با چشم بيدار مىپرستد و زاهد خدا را از بيم عبادت مىكند . » [ 1 ] از آنچه گفته شد معلوم است كه : رجاء در دو مورد اصلح و افضل است :
( يكى ) در حقّ كسى كه نسبت به مستحبّات سست و بىرغبت است و فقط به واجبات اكتفا مىكند . رجاء در مورد چنين كسى انگيزه اى است براى نشاط در طاعات .
سزاوار است كه اين گونه اشخاص به نعمتهاى خداى تعالى و آنچه خداوند به صالحان در درجات عليّيّن وعده فرموده اميدوار باشند تا شوق و نشاط عبادت در آنان برانگيخته و تقويت شود . ( ديگرى ) در حقّ گناهكارى كه در معاصى غوطه ور شده كه هرگاه پشيمانى و توبه به خاطر او بگذرد شيطان او را از رحمت خدا نااميد مىكند و به او مىگويد : توبهء چون توئى كجا پذيرفته مىشود ؟ در اين حال بر او واجب است كه ريشهء يأس و نا اميدى را با رجاء و اميدوارى بركند و آنچه را كه در اينباره رسيده است به ياد آورد ، مثل قول خداى تعالى :
« لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ الله » 39 : 53 ( زمر ، 54 ) « از رحمت خدا نااميد مشويد » .
و نيز :
هامش
[ 1 ] اين روايت در « بحار » جزء دوم از مجلد 15 در باب خوف و رجا از « مصباح الشريعه » نقل شده است ، و عقيدهء مؤلف « بحار » را دربارهء « مصباح الشريعه » ( كه آن را از امام نمىداند ) قبلا در تعليق خود ياد كرديم . و معلوم است كه اين روايت از اسلوب كلام امام ( ع ) نيست . ( مصحح ) .