فصل 9 ( مواقع خوف و رجاء و ترجيح يكى بر ديگرى )
دانستى كه خوف و رجاء دو صفت از صفات ستوده و پسنديدهاند از آن رو كه انگيزهء آدمى بر عملند و داروى بيماريهاى دلند . بنابراين فضيلت هر يك از آنها بر حسب فايدهء عملى و معالجهء بيمارى دل رنجور است .
و اين نسبت به اشخاص مختلف مىشود : كسى كه ترس و خوف او را بيشتر به كار وا مىدارد تا اميد و رجاء ، پس خوف و بيم براى او شايسته تر و بهتر است از اميد و رجاء . شخص ديگرى كه بر عكس اين است حكمش نيز بر عكس است .
و كسى كه گرفتار بيمارى امن از مكر و عذاب خدا و غرور باشد ، خوف براى او به صلاح نزديكتر است . و كسى كه يأس و نااميدى بر او غلبه دارد رجاء و اميدوارى براى او اصلح و بهتر است . و كسى كه در گناهان فرو رفته بيشتر در خور خوف و بيم است . و كسى كه گناهان آشكار و پنهان را ترك كرده شايسته و اصلح اين است كه ترس و اميد او مساوى و بر حدّ اعتدال باشند .
دليل اين آن است كه هر كدام كه آدمى را بيشتر به مقصود برساند برترى آن نسبت به حصول مقصود است نه نسبت به خود آن ، از اين رو اگر بيم و اميد در بر انگيختن بر عمل يكسان باشد اصلح اعتدال و تساوى آنهاست ، چنان كه امير مؤمنان عليه السّلام به يكى از فرزندان خود مىفرمايد : « پسرم چنان از خدا بترس كه اگر همهء حسنات مردم زمين را داشته باشى از تو قبول نخواهد كرد و چنان به خدا
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي ) — صفحة 311
مساهمون: ملا محمد مهدي النراقي
ص٣١١