فصل 5 عدالت شريفترين فضيلتهاست
عدالت شريفترين و برترين فضيلتهاست ، از آن رو كه جامع همهء فضائل يا ملازم و همراه آنهاست ، چنان كه جور و ظلم شامل همهء رذائل يا موجب آنهاست ، زيرا عدالت وضع نفسانيى است كه تعديل همهء صفات و افعال ، و باز آوردن زياده ( افراط ) و نقصان ( تفريط ) به حدّ وسط و اعتدال به سبب آن است ، و همچنين درهم شكستن شدّت كشمكش و تخالف بين قواى مختلف بدان سان كه آميختگى و هماهنگى ميانشان برقرار شود و فضيلت واحدى در نفس پديد آيد كه حاصل آن ميانه روى بين كارهاى متخالف باشد ، به واسطهء عدالت است . پس همهء فضائل مترتّب بر عدالت است و از اين رو افلاطون فيلسوف الهى گفته است : « وقتى كه براى انسان عدالت حاصل شود هر يك از اجزاء و قواى نفس از آن روشن مىگردد و بعضى از بعض ديگر نور مىگيرند و در اين هنگام نفس براى كار ويژهء خود به بهترين وجه برمىخيزد و سرانجام به آفرينندهء خود ، سبحانه ، تقرّب پيدا مىكند » .
از خواصّ عدالت و فضيلت آن اين است كه نزديكترين صفات به وحدت است ، و كارش اين است كه از كثرتها واحد را بيرون مىكشد و بين متباينها تأليف و هماهنگى برقرار مىسازد و بين مختلفها همكارى ايجاد مىكند ، و اشياء را از كمى و بسيارى و نقصان و زياده به حدّ وسطى كه همان وحدت است باز مىآورد . و امور متخالف در اين مرتبه به نوعى اتّحاد مىرسند ، و حال آنكه بدون عدالت افراط