به تدوين اين علم پرداخت گفته است : « من در سنّ پيرى و بعد از آنكه عادت در من استوار و ريشه دار شده بود از خواب غفلت بيدار گشتم و بر آن شدم كه عنان جان و نفس خويش را از ملكات رذيله بازگيرم و مجاهده اى بزرگ آغاز كردم تا اينكه خداوند مرا موفّق گردانيد كه نفس خود را از آنچه مايهء هلاك او بود رهائى بخشم » .
پس هيچ كس نبايد از رحمت خدا مأيوس شود كه اميد نجات براى هر كسى كه خواهان باشد هست و درهاى فيض الهى همواره گشوده است . پس اى برادران به تهذيب نفوس خود پردازيد پيش از آنكه رئيس ( عقل ) زيردست و مرؤس و مقهور شود و جوهر انسانى شما تباه و حقيقت شما مسخ گردد و واژگونى و نگونسازى در در اخلاق شما پديد آيد ، كه اين حالت خروج از مرتبهء انسانى و دخول در زمرهء بهائم و درندگان و شياطين است . از اين حال به خدا پناه مىبريم و مىخواهيم كه ما را از خسران و زيانى كه نهايت ندارد حفظ فرمايد . حكما كسى را كه از سياست و تدبير نفس غافل خويش باز مانده و آن را رها كرده است همانند كسى دانستهاند كه ياقوت سرخ گرانبهائى دارد و آن را در آتش شعله ور بيفكند تا بسوزد و سنگى بىارزش شود .
( تتمّه ) چنين مپندار كه اگر صفا و بهجت نفس به واسطهء تيرگى و كدورت ناشى از گناه از دست برود جبرانپذير است . اين محال است ، زيرا نهايت امر اين است كه بعد از آن گناه كارى كنى كه آثار آن را محو سازد و نفس به حال پيش از آن معصيت باز گردد . امّا با آن كار نيك نور و سعادتى نيفزودى ، كه اگر بدون گناه آن كار نيك را كرده بودى نور و بهجت قلب افزوده مىگشت و درجه اى در بهشت
هامش
برخى در حكمت است از جمله كتاب « الفوز الاكبر » و كتاب « الفوز الاصغر » و « جاويدان خرد » به فارسى در حكمت كه شامل پنج هزار سطر است . و برخى در تاريخ است ، از جمله « تجارب الامم » و بعضى در اخلاق و از آن جمله كتاب مشهور « الطهارة » كه مراد مصنف ( نراقى ) در اينجا همين كتاب است زيرا اين نخستين كتابى است كه در علم اخلاق تصنيف شده است و فيلسوف محقق خواجه نصير الدين طوسى آن را ستوده است . وى از علماء اماميه بود و قبرش در اصفهان است . ميرداماد هرگاه از قبر او مىگذشت مىايستاد و فاتحه مىخواند ( نقل از « الكنى و الالقاب » شيخ عباس قمى ، به اختصار ) .