تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
هر كار را پايانى است . عاقبت انديش باش . سوداگر بازيچه خطر است . بسا مال اندك كه از بسيار آن بارورتر . يار فرومايه و دوست بخيل را خير نيست . تا توسن زمانه رام است كام از روزگار آسان برگير . به اميد بيشى ، خويشتن در خطر ميفكن . زنهار كه مركب ستيز با تو توسنى نكند . هنگامى كه برادرت از تو پيوند بريد پيوستن او را بر خود هموار ساز ، و چون دورى جست با او مهربان باش و به او نزديك شو ، چون بخل ورزيد به او بخشش كن ، چون از تو گوشه گرفت به او روى آور ، در درشتى او نرم باش و چون گناه كرد عذرش بپذير ، چنان كه گويى تو بنده اويى و او خداوندگار نعمت تست اما زنهار كه اين دستورها بى جا به كار نبندى و با مردم نااهل بجاى نيارى . با دشمن دوست دوستى مكن كه با دوست دشمنى كرده - باشى . برادرت را با دل پاك اندرزگوى ، خواه او را دلپسند افتد يا دلگزا نمايد . خشم سركش فرو خور كه من جرعه اى كه به عاقبتنوشتر از آن و سرانجام گواراتر از آن باشد نچشيده‌ام . هر كه با تو درشتى كند با او نرمى كن كه به زودى با تو نرم گردد . بر دشمن به بخشش برترى جوى كه آن پيروزى شيرينتر ، تا چيرگى به آزار . اگر بر سر آن باشى كه پيوند از برادر بگسلى جاى آشتى باقى گذار تا اگر روزى پشيمان گردد ، به آن باز تواند گشت . هر كه بر تو گمان نيكو برد گمان او را صورت واقعيت بخش . حق برادر به اعتماد دوستى بين خويشتن با او ضايع مگردان ، چه ، آن كس كه حق او تباه كنى برادر تو نباشد . نبايد كه خويشان تو ، بىبهره تر مردم از تو باشند . به آن كس كه به دوستى تو نگرايد روى مياور . برادرت هر اندازه پيوند دوستى بيشتر بگسلد ، تو در پيوستن بيشتر كوش و هر چه با تو بدى بيشتر كند