تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤

توفيق طلب

باش تا تيرگى يكسو شود و پرده ظلمت به درد . گوئى هودجها فرا مىرسند . زودا كه شتابندگان گرم رو به آن بپيوندند : اى پسر گرامى بدان آن كس كه بر راهوار شب و روز سوار است رهنورد است اگر چه بر جاى ايستاده ، و در راه است اگر چه به فراغ آرميده . بيگمان هرگز بآرزو نرسى و از مرگ نرهى ، كه پوينده راه پيشينيانى ؛ پس در طلب دنيا مدارا كن و در كسب روزى پاكيزه باش و آن بر خود آسان گير . بسا طلب كه به تنگدستى پيوست . نه چنين است كه هر سختكوش روزى فراوان يابد و هر كه راه اعتدال پويد از آن محروم ماند . خود را به هيچ فرومايگى ميالاى اگر چه ترا به دلخواه رساند ، كه آنچه از جان كاستى آن را بدل نخواهى يافت . بنده كس مباش كه خدايت آزاد آفريد . آن خير كه به شرّ انجامد خير نيست و آن گشايش كه بفروبستگى كشد گشايش نيست . به هوش باش كه توسن آز هر سوت نكشاند و شتابان به آبشخور هلاكت فرود نيارد . اگر توانى كه ميان خداى و خويشتن ، بخششگر ديگر ندانى ، چنان باش ، چه ، قسمت خويش خواهى يافت و سهم خودخواهى گرفت ، همانا كه روزى اندك از جانب پروردگار سبحان ، گرامىتر و برتر كه روزى بسيار از سوى آفريدگان ، هر چند همه چيز از اوست .