تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
بخش 155
و اى فرزند اى محمد كه آرزومندم خداى جلّ جلاله هدايت ترا به كمال رساند و فضل ولايت ترا والايى بخشد ، بدان كه من از راههاى روشن و گوناگون بعضى از همه آنچه را كه شيخ « محمد بن يعقوب كلينى » رضى الله عنه و ارضاه در كتاب ( رسائل ) جمع آورى و روايت كرده است در بخش نخستين كتاب « المهمات و التتمات » ياد كرده‌ام . در آن كتاب نامه اى ديگر از پدرت على عليه السلام نوشته شده است كه به شيعيان و عزيزان خويش نگاشته است و آن در باره كسانى است كه با حضرت او ( ع ) مخالف بوده‌اند و به او تقدم جسته بودند . اين نامه در حقيقت خطاب به تست هم آنسان كه نامه اى كه ان امام بزرگوار ( ع ) به پدرت حسن ( ع ) فرزند خود نوشته گويى آن نامه نيز از سوى آن دو بزرگوار خطاب به تو نگار يافته است . پس ، با ديدهء منّت پذيرى اين نامه را بنگر . محمد بن يعقوب در كتاب ( رسائل ) از « على بن ابراهيم » به اسناد خود گفت : كه امير مؤمنان ( ع ) پس از باز گشت از نهروان نامه اى نگاشت و فرمان داد بر مردم بخوانند . سبب نوشتن نامه اين بود كه عده اى در مورد « ابو بكر » و « عمر » و « عثمان » از آن مولاى بزرگوار پرسش كردند . مولا ( ع ) خشمگين گرديد و فرمود اين پرسشها بىحاصل را چه سود ؟ بنگريد كه شهر مصر را تصرف كرده‌اند و « معاويه » « ابن خديج » و « محمد بن ابى بكر » را بقتل رسانيده است .