تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥

پندهاى گوناگون

آنچه بسبب خاموشى از دست دهى ، تدارك آن آسانتر تا آنچه به سبب سخن گفتن نگاهدارى . آنچه در ظرف است به استوارى بند آنست . نزد من ، نگاهداشتن چيزى كه در دست دارى بهتر تا طلب چيزى كه در دست ديگرى است ، و شرنگ نوميدى گواراتر تا خواهش از مردمان . روزى تنگ با پرهيزگارى ، بهتر كه بىنيازى با زشتكارى . هر كس ، راز خويش بهتر از دگرى نگاه مىدارد . بسا آدميان كه در زيان خويش مىكوشند . پرگو ياوه سراست . هر كه فكرت كند بينا گردد . به نيكوكاران پيوند تا از آنان باشى و از تبهكاران بگسل تا از آنان نباشى . بدا كه لقمه حرام است . ستم بر ناتوان ، زشتتر ستم است . آنجا كه نرمى به درشتى گراياند درشتى نرمى است . بسا كه دارو درد است و درد دارو . بسا كسى كه او را بد خواه پندارى به صلاح تو سخن گويد و آن را كه عاقبت انديش خويش شمارى در پند گويى تو خيانت ورزد . زنهار بر آرزو تكيه مكن كه آرزو سرمايه گولان است . خرد ، سودجويى از آزمايشهاست . بهترين تجربه آنست كه پند گوى تو باشد و ترا از بديها باز دارد و به نيكيها كشاند . فرصت غنيمت شمار زان پيش كه از دست دادن آن مايه اندوه تو گردد . هر جوينده به مقصود نرسيد و هر مسافر باز نيامد . هدر دادن مال در هوسها ، و توشه نيندوختن از آن براى رستاخيز ، تبهكارى است .