تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
بخش 131 سپس خليفه « المستنصر » كه خداى او را بهترين پاداش خير دهد به من تكليف كرد كه وزارت را بپذيرم و پيمان بست كه در اين كار از هيچ يارى به من دريغ نكند و بارها در اين مسأله نامه نوشت و سخن گفت و من در كتاب ( الاصطفاء ) براى تو اين گرفتارى و بلا را به شرح باز گفته‌ام . امّا من بازگشتم و بهانه‌ها آوردم تا كار به آنجا كشيد كه سخنانى گفتم ازين قبيل كه اگر مقصود از وزارت من آنست كه به عادت وزيران حركت كنم و امور مردم را با هر مذهب و سبب تمشيت دهم خواه اقدام من مطابق رضاى خداى جل جلاله و رضاى سيد الأنبياء و المرسلين باشد خواه مخالف رأى خدا و رسول . پس ، اگر بخواهم با همين شيوه وزارت كنم اكنون نيز همين وزيران با همان روش فاسد كارها را انجام مىدهند اما اگر بخواهم در اين مقام به كتاب خداى جل جلاله و سنت فرستاده او ( ص ) رفتار كنم هيچ يك از درباريان تو و آنان كه در سراى تو زندگانى مىكنند ، و هيچ يك از بندگان و خدمتگزاران و از خدم و حشم تو و ملوك اطراف ، تحمل آن رفتار را ندارند . اگر راه عدل و دادگسترى پيش گيرم و طريق انصاف و پرهيزگارى پيشه كنم ، به تو مىگويند اين « على بن طاوس علوى حسينى » ازين كارها چه منظور دارد جز اين كه به مردم هر عصر و زمان بفهماند كه اگر خلافت در دست آنان بود به همين روش عمل مىكردند . اين منظور و اين عمل ردّى است بر
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 175 | اسد الله مبشرى / السيد ابن طاووس / مبشري