تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
سبيل اظهار رنج و درد براى بيمار است . گويى خداى تعالى به وسيله بيمارى به كسى ستم كرده است در صورتى كه وظيفه عيادتكننده از بيماران آنست كه آنان را به آن بيمارى تهنيت گويند . چه ، آنان يا گناهكارند و خداى تعالى بوسيله بيمارى مىخواهد كه آنان كفاره گناهان را بپردازند يا از زمره جنايتكاران نيستند پس خداى تعالى بر آنست كه با آن بيماريها مقامات آنان را بالا برد و بر درجاتشان بيفزايد . پس وقتى آن بيمار به اين نكته واقف شود خواهد دانست كه با اين گونه رويدادها شرف يافته است . حال چنين كسى مانند كسى است كه پزشكى او را هنگام سلامت رگ زند و خونش را بگيرد تا با اين كار ، بيمار از رنجورى يا از نقصى كه ممكنست بر قلب او وارد شود برهد و ايمن گردد يا به رنجوري دچار شود كه سعادت او را بيش از فصد حفظ مىكند . آيا فرزند آدم كه دل و خرد و زبان حالش به پليدى جنايات كردار و گفتار آلوده است خرسند نيست كه به وسيله بيماريها از آلودگىهاى گناه و از ناشايستگىها ، در پيشگاه پروردگار تعالى - كه بيماريها او را از آلودگيها شستشو مىدهد و پليديها را به دست قدرت حق پاك مىگرداند - برهد ؟ اى فرزند ، يكى از واليان بيمار شد و از آن بيمارى رنج فراوان مىبرد چندان كه نزديك بود با مولاى خود معارضه كند . آنگاه به او نامه اى نوشتم و در آن نامه مطالبى گفتم كه حاصل آن چنين است : تو مىدانى كه در صف دشمن خدا جل جلاله قرار دارى كه شيطان نام دارد و به ساحت مقدّس خداى جل جلاله از منجنيق معاصى آشكارا سنگ نافرمانى پرتاب مىكنى . پس اگر به سبب عظمت مخالفت تو پاره سنگى سبك از سنگهاى پرتابى كه كشنده
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 161 | اسد الله مبشرى / السيد ابن طاووس / مبشري