نزديك شويد و روى آوريد . گرفتارى ديگر كه معاشر مردم به آن دچار مىگردد اينست كه اگر معاشران به قول يا فعل از روى دشمنى يا از سر نادانى حرمت او را پاس ندارند ، چنان كه قبلا اشاره كردم ، خشم او از چنين ماجرا بيش از خشمى خواهد بود كه از مخالفت اشخاص با خداى تعالى جل جلاله و فرستاده او عارض او مىشود و بيش از خشمى است كه از هتك حرمت به شخص او روى مىدهد .
شخص بايد كه در خشم و رضاى خاطر خود عدل را مراعات كند تا از آسيب حساب و سؤال حق تعالى ايمنى يابد .
و ديگر از گرفتاريهاى مخالطت آنست كه تكليف انسان چنين است كه وقتى مردم به او روى مىآورند و ثناى او مىگويند او از روى آوردن و ثنا گويى مردم فريفته و مشغول نگردد . و اگر مردم به او احسانى كردند ، بيش از احسان خداى تعالى به او يا به اندازه احسان او ، به احسان مردم توجه نكند و به آن دل نبازد و از احسان هر احسانكننده در طول احسان او به شكر احسان خداى تعالى پردازد .
و شغل شاغل او احسانهاى فعلى و آينده خداى جل جلاله باشد چه اگر احسانكننده اى نيز باحسان خود ادامه دهد مدت آن بسى اندك خواهد بود . ديگر از ابتلائات مخالطت با مردم كه به صورت عادت و شيوه زندگانى در آمده است كبر و خويهاى ناپسند است .
من ديدهام كه ابتلا به معاشرت عبادات را هم به فساد كشانيده است به طورى كه ديدار بيشتر برادران دينى وابسته به سودجويى دنيائى يا رفع خطر مادى مىگردد و معاشرتها از نيات مرض آلود كمتر به سلامت رسته است و احوالپرسى از بيماران بر
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 160
مساهمون: اسد الله مبشرى
ص١٦٠