تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
آنان . امّا اين معاشرت وقتى ناپسند است كه براى مخالفت با اعمال ناپسند آنان و از روى اطاعت فرمان خداى عزّ جلاله براى پند گفتن به آنان نباشد ، چه ، خداى جل جلاله از انسان چنين مىخواهد كه آنسان كه مولاى او كه بر نهانىها و رازهاى او آگاهست به او فرمان داده است با مردم معاشرت كند يا دست كم از آنچه خداى جل جلاله از آن اعراض مىفرمايد اعراض كند و از آنچه كه خداى جل جلاله از آن خشمگين است متنفر باشد و اين مقام بسى دشوار است و به خدا سوگند كه بسيار بعيد مىدانم كه انسان چنين باشد بويژه اگر كسى كه با او معاشر است صاحب مقامى باشد يا مورد نياز او باشد و نياز او را بر آورده و به او خوبى كرده باشد درين حال چگونه او را دل با خداى جل جلاله خواهد بود تا از آن مرد صاحب مقام روى برتابد و دل در اين كار با او همراهى كند ؟ ! هيهات هيهات كه چنين نشود بلكه آن صاحب مقام كه نيازش را بر آورده است بيش از اصلاح كار او دين او را بفساد مىكشاند و به احوال او در آخرت زيان مىرساند . روزى وزيرى نامه اى به من نوشت و خواستار آن شد كه به ديدار او بروم در پاسخ به او چنين نوشتم : من چگونه توانايى آن دارم كه در مورد نيازهاى خود و نياز فقيران و ديگر نيازمندان با تو مكاتبه كنم در حالى كه خداى تعالى و فرستاده او ( ص ) و پيشوايان ( ع ) مرا مكلَّف فرموده‌اند كه از باقى ماندن تو بر كرسى فرمانروايى حتى تا رسيدن نامه من به تو اكراه داشته باشم ، نيز تكليف من اين است كه آرزومند باشم تا زان پيش كه نامه من به تو رسد از مقام خود معزول شده باشى .
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 163 | اسد الله مبشرى / السيد ابن طاووس / مبشري