ضعيف قرار دهد كه آشكار شدن فساد و بطلان آن بر مردم عارف و آگاه ، شدنى باشد ؟
گفت چگونه چنين شده است ؟
گفتم وقتى شما و موافقان شما كار امامت را بر انتخاب كردن امت مىگذاريد و اساس آن انتخاب عدالت و شجاعت و امانت و سيرت ظاهرى امام است براى اثبات اين صفات در يك نفر كه مىخواهيد او را براى امامت امت برگزينيد جز « غلبهء ظن » و چيره گى كه ممكن است بعدها خلاف آن ظاهر شود ملاك و معيارى نداريد .
بطلان ظن و گمان در عمل پيدا مىشود چنان كه در مورد فرشتگان روى داد حال آنكه فرشتگان در برگزيدن و اختيار هر امر و هر كار بر فرزندان آدم برترى دارند . وقتى خداى تعالى آدم ( ع ) را آفريد و او را خليفه قرار داد فرشتگان به آستان خداى جل جلاله عرضه داشتند كه :
* ( أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَيَسْفِكُ الدِّماءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ) * .
( سوره بقره آيه 28 ) آيا كسى را در زمين آفريدى كه در آنجا تباهى ببار مىآورد و خونها مىريزد حالى كه ما بسپاس تو تسبيح گوييم و ترا تقديس مىكنيم .
اما وقتى حال آدم ( ع ) بر فرشتگان آشكار شد از اين عقيده كه او را داراى آن شايستگى نمىدانستند از نظر خود در عزل آدم بازگشتند و گفتند : * ( سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَّا ما عَلَّمْتَنا ) * پاكا .
منزها . ما را علمى نيست جز آنچه تو بما مىآموزى .
هم آنسان كه براى آدم ( ع ) در خوردن ميوه ممنوع روى داد
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 125
مساهمون: اسد الله مبشرى
ص١٢٥