تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
گواهى دهد سخن او مقبول نيفتد . اما اگر آن شخص عليه كسى كه در پايه نخستين عدالت است گواهى دهد گواهى او مقبول است « بخارى » و « مسلم » به امامت اين قوم عقيده دارند پس شهادت آنها شهادتى است بنا به عقيده خودشان يعنى در حقيقت شهادت به صحت عقيده خود داده‌اند و اين شهادت به رياست و منزلت آنان يارى مىكند يعنى در اين مسأله ذى نفع مىباشند . آنگاه گفت : به خدا سوگند كه من با حقيقت دشمنى ندارم و ميان ما خصومتى نيست اين امر كه گفتى امرى آشكارست و در آن ترديدى نيست و من از اين اعتقاد كه داشتم به درگاه خداى تعالى توبه مىكنم . وقتى از انجام آيين توبه فارغ شد ، ناگهان مردى از پشت سر من سر بر دستهاى من گذاشت و بر آن بوسه زد و گريست . او را گفتم تو كيستى گفت با نام من چكار دارى ؟ پس به او مشغول شدم و گفتم اينك تو يار عزيز من يا صاحب حق منى پس چگونه شايسته است كه يار عزيز را كه صاحب حقى بر منست نشناسم و به اداى وظيفه اين سمت و اين حق بر نيايم اما باز هم از معرفى نام خويش خوددارى كرد . آنگاه هويّت او را از آن فقيه پرسيدم كه از فرقه مستنصريّه بود . او گفت اين شخص فلان فرزند فلان از فقيهان نظاميه است و اينك نام او را در خاطر ندارم . بخش 99 اى فرزند اى محمد كه خداى جل جلاله ترا بسبب صلاح نياكانت نگاه دارد و زندگانيت را دراز فرمايد . روزى نقيبى مردى