از طريق مكاشفه و باطن هم نتوانند به جزئيات و خصوصيات آن شخص براى صلاحيت انجام كار منظور آگاه شوند . آيا چنين انتخابى براى مردم حاضر و غائب ملاك و حجت است ؟ آيا چنين كارى غلط فاحش و امرى منكر نيست ؟ مردمى كه امام پيشواى خود را برمىگزينند آيا از تدبير لشكر و تنظيم كشور و رسيدگى بشهرها و آبادانى زمين و اصلاح كارها و رفع اختلاف مردم آگاهند ؟ آنگاه چنين مردم كسى را برمىگزينند تا به امورى كه به آن وقوف ندارند رسيدگى كند . شگفتا * ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) * از كسى كه آن مردم را در اين راهها در پى خود مىكشاند يا آنان كه از چنان كسى پيروى مىكنند پناه مىبريم بخدايتعالى . نيز بايد گفت كسانى كه براى مسلمانان امام انتخاب مىكنند چه كسانى خود آنان را انتخاب كردهاند تا دست به اين كار زنند ؟ چه كسانى به آنان اختيار دادهاند كه براى مسلمانان پيشوا معين كنند ؟ و آن اختيار دهندگان چه مذهبى داشتهاند ؟ زيرا كسانى كه امام انتخاب مىكنند همه داراى يك مذهب نيستند بلكه داراى مذاهب گوناگونند . پس بايد دانست مذاهب آن گروه چيست و آيا درجه علمى و پايه اطلاعات آنان بايد چقدر باشد تا بتوانند امام انتخاب كنند و تعداد آنان بايد چه اندازه باشد ؟ و آيا بايد از يك ديار باشند يا از ديارهاى گوناگون و آيا نيازى هست كه پيش از انتخاب امام به شهرهاى مختلف مسافرت كنند و استعلام كنند تا دريابند چه كسانى در آن شهرها صلاحيت مقام امامت را دارند و چه كسانى براى اين كار صالح نيستند ؟ و آيا نيازى به اين هست كه بشهرها نامه نويسند و مردم آن شهرها را آگاه كنند كه مىخواهند براى مسلمانان امامى انتخاب كنند و اگر در شهرى غير از
كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي ) — صفحة 127
مساهمون: اسد الله مبشرى
ص١٢٧