جرير بن عبد اللّه بَجَلى « 498 » گفت : در خدمت پيغامبر - عليه السلام - نشسته بوديم ، در شب چهارده ، پس ماه را ديد و گفت : انّكم لترون ربّكم كما ترون هذا القمر لا تضامون في رؤيته ، فان استطعتم ان لا تغلبوا على صلوة قبل طلوع الشّمس و قبل غروبها فافعلوا ، اى ، شما پروردگار خود را مىبينيد ، چنان كه اين ماه را مىبينيد ، ستم كرده نشويد در ديدن آن ، پس اگر توانيد كه غلبه كرده نشويد بر نمازى پيش از طلوع خورشيد و پيش از غروب آن ، بكنيد . پس بخواند :
وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها
. « 499 » و اين حديث در « صحيحين » آمده است . و مسلم در صحيح روايت كرد از صهيب كه پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - قول حق تعالى :
لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ
، « 500 » ، بخواند و گفت : إذا دخل اهل الجنّة الجنّة و اهل النّار النّار ، نادى مناد يا اهل الجنّة انّ لكم عند اللّه موعودا يريد ان ينجزكموه ، قالوا ما هذا الموعود ؟ أ لم يثقل موازيننا و يبيّض وجوهنا و أدخلنا الجنّة و يجرنا من النّار . قال فيرفع الحجاب و ينظرون إلى وجه اللّه عزّ و جلّ ، فما أعطوا شيئا احبّ إليهم من النّظر إليه ، اى ، چون اهل بهشت در بهشت روند و اهل آتش در آتش ، منادى آواز دهد :
اى اهل بهشت شما را نزديك خداى [ 723 ] موعودى است ، اراده دارد كه او شما را به جا آرد .
گويند : آن موعود چيست ؟ نه ترازوهاى ما گران كرد ، و رويهاى ما سفيد گردانيد ، و ما را در بهشت آورد ، و از آتش زينها داد ؟ گفت : پس حجاب برداشته شود و وجه خداى - عز و جل - را بينند ، پس داده نشدندى چيزى دوستتر نزديك ايشان از ديدن او .
و حديث « رؤيت » را جماعتى از صحابه روايت كردهاند ، و آن غايت حسنى است و نهايت نعيم . و كل آن چه مفصل كرديم از نعمتها نزديك آن منسى « 501 » و ملغى . و شادى اهل بهشت را نزديك سعادت لقا نهايت نيست ، بلكه چيزى از لذتهاى بهشت به لذت لقا نسبت ندارد . و ما اينجا سخن كوتاه كرديم بدانچه در « كتاب محبت و رضا » تفصيل آن گفتهايم . پس نبايد كه همت بنده از بهشت چيزى باشد جز لقاى مولى . و اما ديگر نعمتهاى بهشت ، بهايم در چراگاه در آن شريكاند .
و كتاب را ختم كنيم به بابى در سعت رحمت خداى - عز و جل بر سبيل تفأل
( 1 ) بدان پيغامبر - صلى اللّه عليه و آله و سلم - تفأل را دوست داشتى . و ما را از اعمال چيزى نيست كه بدان اميد مغفرت داريم . پس به پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - اقتدا كنيم در تفأل . و اميد داريم كه ختم عاقبت ما در دنيا و آخرت به خير كناد ، چنان كه كتاب را به ذكر « رحمت خداى » - عز و جل - ختم
هامش
( 498 ) بَجَلى ، منسوب به قبيلهء بَجْله .
( 499 ) طه 20 - 130 .
( 500 ) يونس 10 - 26 .
( 501 ) مَنسى ، فراموش شده .