تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 963

مساهمون:

ص٩٦٣
نداند مگر حق تعالى ، و بوى آن از پانصد ساله راه يافته شود . و ايشان را در آن اسبان و اشتران زود رو باشد ، و پالانها و مهارها و زينهاى آن از ياقوت . يك ديگر را زيارت كنند در آن . و زنان ايشان حور عين ، چنانستى كه بيضه‌اى سفيدند . و زن هفتاد حلّه ميان دو انگشت خود گيرد پس [ آن را ] در پوشد و مغز ساق او از پس آن هفتاد حله ديده شود . خداى - عز و جل - خويهاى ايشان را از بدى و تن‌هاى ايشان را از مرگ پاك [ 722 ] گردانيده ، و به بول و غايط و پاك كردن بينى محتاج نشوند ، و دفع آنها جز به آروغ و ترشح مشك نباشد . بامداد و شبانگاه رزقشان مهيا و مهنا بود ، اما شبى نباشد كه بامداد بر شبانگاه باز گردد و شبانگاه بر بامداد . و آخر كسى كه در بهشت رود و كم منزلت‌تر آن است كه ملك او پانصد ساله راه باشد ، در كوشكهاى زر و نقره و خيمه‌هاى مرواريد ، و بصر او را آن وسعت دهند كه اقصاى آن را همچنان بيند كه ادناى آن را . و هر بامداد و شبانگاه هفتاد هزار كاسهء زرين پيش ايشان آرند ، در هر كاسه‌اى لونى كه در ديگرى نباشد ، مزهء آخر او همچنان يابد كه مزهء اول . و در بهشت ياقوتى است كه در آن هفتاد هزار سراى است ، در هر سرايى هفتاد هزار خانه كه در آن شكافى و رخنه‌اى نباشد . و مجاهد گفت كه كم منزلت‌تر اهل بهشت كسى باشد كه در ملك خود هزار سال برود ، اقصاى آن را همچنان بيند كه ادناى آن را . و بيش درجه آن كسى كه هر بامداد و شبانگاه پروردگار خود را بيند . و سعيد بن مسيب گفت : هيچ كس از اهل بهشت نباشد كه نه در دست خود سه دستورنجن « 493 » دارد : زرين و سيمين و مرواريد . و أبو هريره - رضى اللّه عنه - گفت كه پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت كه در جنت حورايى است كه او را « عيناء » « 494 » گويند ، چون برود بر دست راست و چپ او هفتاد هزار وصيفت « 495 » باشند و او مىگويد : كجااند كسانى كه امر معروف و نهى منكر كرده‌اند ؟ و يحيى بن معاذ گفت : ترك دنيا سخت است ، و فوت بهشت سخت‌تر . و ترك دنيا مَهر آخرت است . و نيز گفت : در طلب دنيا خوارى نفسهاست ، و در طلب آخرت عزت است نفسها را ، پس اى عجب از كسى كه مذلت اختيار كند در طلب فانى ، و عزت بگذارد در طلب باقى !

صفت ديدن و نظر در وجه حق تعالى

( 1 ) بارى تعالى گفت :
لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ
. « 496 » و اين زيادت نظر است در وجه حق تعالى . و آن لذت كبرى است كه نعمت بهشت در آن فراموش كرده شود . و حقيقت آن در « كتاب محبت » ياد كرده‌ايم ، و كتاب و سنت شاهد آن است ، بر خلاف اعتقاد اهل بدعت « 497 »
هامش
( 493 ) دستور نجَن ، دست برنجن ، دستبند . ( 494 ) عربى : قاصرات الطرف عين ( جمع « عَيناء » به معنى زن درشت چشم ) ، يعنى چشمان درشت خويش را پوشيده دارند مگر از شوهران خود كه تعبيرى است از آيهء 56 سورهء رحمن . ( 495 ) وصيفت ، خدمتكارى كه دختر يا كنيز باشد . ( 496 ) يونس 10 - 26 . ( 497 ) از معتزله و جهميه ( زبيدى 10 - 553 ) .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 963 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى