و مجاهد در قول حق تعالى :
أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ
« 488 » گفت : پاك كرده از حيض و غايط و بول و خيم « 489 » و بلغم و منى و فرزند .
و اوزاعى در قول حق تعالى :
فِي شُغُلٍ فاكِهُونَ
، « 490 » گفت كه شغل ايشان افتضاض « 491 » دوشيزگان باشد .
و مردى گفت : يا رسول اللّه ، اهل بهشت مباشرت كنند ؟ گفت : يعطى الرّجل منهم من القوّة في اليوم الواحد افضل من سبعين منكم ، اى ، مردى از ايشان در يك روز بيش از هفتاد كس از شما قوّت داده شود .
و عبد اللّه بن عمر گفت : ادنى منزلت تر اهل بهشت كسى باشد كه با او هزار خدمتكار رود ، و هر خدمتكارى براى كارى كه صاحبش بر آن نباشد .
و پيغامبر - عليه السلام - گفت : انّ الرّجل من اهل الجنّة ليتزوّج خمس مائة حوراء و أربعة آلاف بكر و ثمانية آلاف ثيّب يعانق كل واحدة منهنّ مقدار عمره في الدّنيا ، اى ، مردى را از اهل بهشت به زنى داده شود : پانصد حور و چهار هزار بكر و هشت هزار كالم « 492 » ، هر يكى را از ايشان مقدار عمر خود در دنيا كنار گيرد .
گفت : انّ في الجنّة سوقا ما فيها بيع و لا شراء الاّ الصّور من الرّجال و النّساء فإذا اشتهى الرّجل صورة دخل فيها و انّ فيها لمجتمعا للحور العين يرفعن بأصوات لم يسمع الخلائق مثلها ، يقلن : نحن الخالدات فلا نبيد ، و نحن النّاعمات فلا نبأس ، و نحن الرّاضيات فلا نسخط ، فطوبى لمن كان لنا و كنّا له ، اى ، در بهشت بازارى است كه در آن فروختنى و خريدنى نيست ، مگر صورت مردان و زنان ، پس چون صورتى را مرد آرزو برد ، در آن رود ، و در آن جاى فراهم آمدن حور و عين است ، بر دارند آوازهايى [ 720 ] كه خلق مثل آن نشنيده است ، گويند : ما جاويد باشندگانيم و جدا نمىشويم ، و ما خوشحال شوندگانيم و فقير نمىشويم ، و ما راضى شوندگانيم و به خشم نشويم ، پس خنك آن كس را كه او براى ماست و ما براى اوييم .
و يحيى بن كثير در قول حق تعالى :
فِي رَوْضَةٍ يُحْبَرُونَ
، « 493 » گفت : كه آن سماع است در بهشت .
و انس روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت انّ الحور في الجنّة يتغنّين ، يقلن نحن الجوار الحسان خبّئنا لازواج كرام ، اى ، حوران در بهشت بسرايند ، مىگويند : ما كنيزكان خوب روييم ، براى شوهران گرامى ما را پنهان داشتهاند .
و أبو امامهء باهلى روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : ما من عبد يدخل الجنّة الاّ و تجلس عند رأسه و عند رجليه ثنتان من الحور العين تغنّيانه بأحسن صوت سمعه الانس و الجنّ و ليس بمزامير
هامش
( 488 ) آل عمران 3 - 15 .
( 489 ) خيم ، لعابى كه از دهان و بينى بر آيد ، خدو .
( 490 ) يس 36 - 55 .
( 491 ) افتضاض ، پردهء بكارت زايل كردن .
( 492 ) كالم ، زن شوهر كرده ، بيوه .
( 493 ) روم 30 - 15 .