و أبو دردا در قول حق تعالى :
خِتامُهُ مِسْكٌ
، « 484 » گفت كه آن شرابى سفيد است مثل نقره ، كه آخر شرابها بدان ختم كنند . اگر مردى از اهل دنيا دست خود در آن كند پس بيرون آرد ، هيچ جانور نماند كه نه بوى خوش آن بيابد .
صفت حور عين و وِلدان و جز آن
( 1 ) در قرآن صفت ايشان متكرر است ، و اخبار به زيادت شرح آن وارد . انس روايت كرد كه پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : غدوة في سبيل اللّه أو روحة خير من الدّنيا و ما فيها . و لقاب قوس أحدكم او موضع قدمه من الجنّة خير من الدّنيا و ما فيها . و لو انّ امرأة من نساء اهل الجنّة اطّلعت إلى الارض لا ضاءت و لملأت ما بينهما ريحا و لنصيفها على رأسها خير من الدّنيا و ما فيها ، يعنى الخمار ، اى ، يك بامداد كردن در راه خداى يا يك شبانگاه كردن به از دنيا و آن چه در آن است . و هر آينه مقدار كمان يكى از شما يا موضع قدم او از بهشت به از دنيا و آنچه در آن است . و اگر زنى از زنان اهل بهشت بر زمين اطلاع يابد « 485 » ، هر آينه روشن گرداند و ميان آن را پر بوى خوش گرداند . و هر آينه سر اندازى كه بر سر آن است خيرتر از دنيا و آن چه در آن است .
و أبو سعيد خدرى روايت كرد كه [ 719 ] پيغامبر - عليه السلام - در قول حق تعالى :
كَأَنَّهُنَّ الْياقُوتُ وَ الْمَرْجانُ
« 486 » ، گفت : ينظر إلى وجهها في خدرها أصفى من المرآة ، و انّ ادنى لؤلؤة عليها لتضيء ما بين المشرق و المغرب ، و انّه تكون عليها سبعون ثوبا ينفذها بصره حتى يرى مخّ ساقها من وراء ذلك ، اى ، روى او در پرده نگريسته شود ، صافىتر از آينه است ، و كمتر مرواريد او ميان مشرق و مغرب را روشن كند ، و بر او هفتاد جامه باشد كه بصر از آن بگذرد تا مغز ساق او از پس آن ديده شود .
و انس روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : لمّا اسرى بى ، دخلت في الجنّة موضعا يسمّى البيدخ عليه خيام اللؤلؤ و الزّبرجد الاخضر و الياقوت الاحمر ، فقلن : السّلام عليك يا رسول اللّه : فقلت يا جبريل ما هذا النّداء ؟ قال : هؤلاء المقصورات في الخيام استأذن ربّهنّ في السّلام عليك فأذن لهنّ .
فطفقن يقلن نحن الرّاضيات فلا نسخط ابدا و نحن الخالدات فلا نظعن ابدا . و قرأ رسول اللّه قوله تعالى :
« حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ »
« 487 » اى ، آن گاه كه مرا به شب بردند ، در بهشت رفتم موضعى كه آن را « بيدخ » خوانند ، بر آن خيمههاى مرواريد و زبرجد سبز و ياقوت سرخ بود ، پس گفتند : السلام عليك يا رسول اللّه . گفتم : اى جبرئيل ، اين چه آواز است ؟ گفت : « مقصورات خيام » اند ، از پروردگار خود دستورى خواستند تا تو را سلام گويند ، و دستورى داد ، پس ايشان گفتن گرفتند : ما خشنودانيم ، هرگز در خشم نشويم ، و جاويد باشندگانيم ، هرگز رحلت نكنيم . و پيغامبر - عليه السلام -
« حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ »
« 488 » بخواند .
هامش
( 484 ) مطففين 83 - 26 .
( 485 ) اطلاع ، ظاهر شدن ، رسيدن ، آمدن .
( 486 ) رحمن 55 - 58 .
( 487 ) رحمن 55 - 72 .
( 488 ) رحمن 55 - 72 .