و ابن عمر - رضى اللّه عنهما - روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : يوم يقوم النّاس لربّ العالمين حتّى يغيب أحدهم في رشحه إلى انصاف اذنيه ، اى ، روزى كه مردمان براى پروردگار جهانيان بايستند تا يكى از ايشان در خوى خود غايب شود تا نيمهء گوش . و أبو هريره - رضى اللّه عنه - روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : يعرق النّاس يوم القيامة حتّى يذهب عرقهم في الارض سبعين ذراعا و يلجمهم و يبلغ آذانهم ، اى ، روز قيامت مردمان عرق كنند تا به حدى كه عرقشان در زمين هفتاد گز برود ، و ايشان را لگام كند و به گوشهاشان برسد . بخارى و مسلم در صحيح همچنين آوردهاند . و در حديثى ديگر : قياما شاخصة أبصارهم أربعين سنة إلى السّماء فيلجمهم العرق من شدّة الكرب ، اى ، ايستاده چشم سوى آسمان باز مانده چهل سال ، پس عرق ايشان را لگام كند از سختى اندوه .
و عقبة بن عامر روايت كرد كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : تدنو الشّمس من الارض يوم القيامة فيعرق النّاس : فمن النّاس من يبلغ عرقه عقبه ، و منهم من يبلغ نصف ساقه ، و منهم من يبلغ ركبته [ 679 ] و منهم من يبلغ فخذه ، و منهم من يبلغ خاصرته ، و منهم من يبلغ فاه - و أشار بيده فالجمها فاه - و منهم من يغطّيه عرقه ، و ضرب بيده على رأسه هكذا ، اى ، روز قيامت خورشيد نزديك آيد به زمين ، پس مردمان عرق كنند : بعضى را عرق به پاشنه رسد ، و بعضى را به نيمهء ساق ، و بعضى را به زانو ، و بعضى را به ران ، و بعضى را به تهيگاه ، و بعضى را به دهن - پس به دست خود اشارت فرمود و آن را در دهان خود لگام ساخت - و بعضى را عرق بپوشاند ، و دست خود بر سر نهاد همچنين ! پس تأمل كن اى مسكين در خوى اهل محشر ، و شدت اندوه ايشان ، و از ايشان كسى باشد كه ندا كند و گويد : اى پروردگار ، مرا از اين اندوه و انتظار برهان ، اگر چه سوى آتش باشد . و آن همه پيش از حساب و عقوبت باشد ، و تو يكى از ايشانى و ندانى كه عرقت تا كجا رسد .
و بدان كه هر عرقى كه رنج بردن در راه خداى ، از حج ، و غزو ، و روزه ، و نماز ، و سعى كردن در قضاى حاجت مسلمانان ، و تحمل مشقت در امر معروف و نهى منكر ، آن را بيرون نيارد ، زود باشد كه شرم و ترس در صعيد « 330 » قيامت بيرون آرد ، و اندوه بدان دراز شود . و اگر آدم از جهل و غرور مسلّم ماند هر آينه داند كه رنج عرق در تحمل مصاعب « 331 » طاعتها آسانتر و كوتاه مدتتر از عرق اندوه و انتظار است در قيامت ، چه آن روزى است كه شدت آن عظيم است و مدت آن دراز .
صفت درازى روز قيامت
( 1 ) روزى كه خلايق در آن بايستند چشمها باز مانده و دلها پاره پاره شده ، سخن گفته نشوند و در كارشان نگريسته نيايد ، سيصد سال بايستند ، لقمهاى و شربتى تناول نكنند ، و روح نسيمى بر
هامش
( 330 ) صعيد ، زمين .
( 331 ) مصاعب ، دشواريها .