تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 887

مساهمون:

ص٨٨٧
اسب از او بستانند . پس بايد كه براى اين گزيده‌ها ساخته شود « 260 » ، چه مرگ از او اسب او و مركب او و سراى او و عقار او و اهل و فرزندان او و دوستان او و آشنايان او و جاه و قبول او بستاند ، بلكه چشم و گوش و اندامهاى او بستاند ، و نوميد شود كه به دو باز رسد . پس چون جز آن را دوست ندارد و آن همه از او بستانند ، آن بر او بزرگتر از گزيدن كژدمان و ماران باشد . و چنان كه آن از او اگر در حال حيات استانند عقوبت او بزرگ باشد ، در حال مرگ همچنان باشد . چه بيان كرديم كه معنيى كه دريابندهء دردها و لذتهاست نمرده است ، بلكه عذاب او پس از مرگ سخت‌تر است ، زيرا كه در حيات تسلى نمايد به اميد باز گشتن آن به دو ، و تسلى نمايد به اميد عوض يافتن از آن . و پس از مرگ تسلى نبود ، چه راه تسلى بر او مسدود شود و نوميدى حاصل آيد . پس اكنون هر پيراهنى و دستارى كه آن را دوست دارد . چنان كه اگر آن را از او بستانند بر او گران آيد ، هر آينه بر آن متأسف شود و بدان در عذاب بود . پس اگر سبك بار باشد ، از دنيا بسلامت ماند . و مراد از قول پيغامبر - عليه السلام - نجا المخفّون « 261 » آن است . و اگر گرانبار باشد ، عذاب او عظيم بود . و چنان كه حال كسى كه دينارى از او بدزدند سبك‌تر از حال كسى باشد كه ده دينار او بدزدند ، پس همچنين حال صاحب يك درم خفيفتر از حال صاحب دو درم بود . و مراد از قول پيغامبر - صلوات اللّه عليه - صاحب الدّرهم اخفّ حسابا من صاحب الدّرهمين آن است . و هيچ چيز از دنيا نيست كه به مرگ آن را بگذارى كه نه آن بر تو حسرت باشد [ 662 ] پس از مرگ . پس اگر خواهى بسيار گير و اگر خواهى اندك . و اگر بسيار گيرى جز حسرت بسيار نگرفته باشى ، و اگر اندك گيرى جز پشت خود را سبك بار نكرده باشى . و در گورهاى توانگران كه حيات دنيا را به آخرت برگزيده‌اند و بدان شاد شده و بدان آرام گرفته ماران و كژدمان بسيار شوند . و اين مقامات ايمان است در ماران و كژدمان گور و در ديگر انواع عذاب آن . ابو سعيد خدرى پسر خود را كه وفات كرده بود در خواب ديد ، گفت : اى پسر مرا پند ده . گفت : خداى را مخالفت مكن در آن چه ارادت كنى . گفت : زيادت گوى . گفت : اى پدر طاقت ندارى . گفت : بگو . گفت : ميان خود و خداى پيراهنى مگذار . پس سى سال پيراهن نپوشيد . سؤال صحيح از اين سه مقام كدام است ؟ جواب بدان كه در مردمان كسى هست كه جز اول را انكار نموده است ، و كسى هست كه اول را انكار نموده است و دوم را اثبات كرده ، و كس هست كه جز سوم را اثبات نكرده . و حقى كه ما را به طريق استبصار منكشف شده است آن است كه آن همه در حيّز امكان است . و آن كه بعضى را از آن انكار كند ، از تنگى حوصلهء اوست ، و نادانستن او اتّساع قدرت خداى - عز و جل - و عجايب
هامش
( 260 ) ساخته شدن ، آماده شدن . ( 261 ) سبك باران رستند .