تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 869

مساهمون:

ص٨٦٩
و مستحب در زيارت گورها آن است كه پشت سوى قبله و روى در روى مرده بايستد و سلام گويد ، و گور را نمالد و نبوسد و نبسايد ، چه آن عادت ترسايان است . نافع گفت كه ابن عمر را - رضى اللّه عنه - صد بار يا بيشتر ديدم كه سوى « روضه » آمد و گفت : السّلام على النّبيّ ، السّلام على ابى بكر ، السّلام على ابى . و باز گشت . و أبو امامه گفت كه انس بن مالك را ديدم كه به « روضه » در آمد و بايستاد و دستها بر آورد تا پنداشتم كه نماز خواهد كرد ، پس بر پيغامبر - عليه السلام - سلام گفت و باز گشت . و عايشه - رضى اللّه عنها - روايت كرد كه پيغامبر - صلى اللّه عليه و آله و سلم - گفت : ما من رجل يزور قبر أخيه و يجلس عنده الاّ استأنس به و ردّ عليه حتّى يقوم ، اى ، هيچ مردى نيست كه گور بر دار خود را زيارت كند و نزديك آن بنشيند كه نه به دو انس گيرد و جواب او باز دهد تا آن گاه كه بايستد . و سليمان بن سحيم گفت كه پيغامبر را - عليه السلام - در خواب ديدم ، گفتم : يا رسول اللّه ، اين جماعت كه مىآيند و بر تو سلام مىگويند ، سلام ايشان در مىيابى ؟ گفت : آرى ، و جواب ايشان باز گويم . ابو هريره - رضى اللّه عنه - گفت : چون مردى به گور مردى گذرد كه وى را بشناسد و بر او سلام گويد ، جواب او باز دهد و او را بشناسد . و چون به گورى گذرد و او را نشناسد و بر او سلام دهد ، جواب او باز دهد . و مردى از آل عاصم جحدرى گفت كه عاصم را پس از مرگ او به دو سال در خواب ديدم ، گفتم كه نه وفات كرده‌اى ؟ گفت : بلى . گفتم : كجا مىباشى ؟ گفت : به خداى كه در روضه‌اى از رياض بهشت ، من و جماعتى از اصحاب من هر شب آدينه و بامداد آن نزديك بكر بن عبد اللّه مزنى جمع شويم و اخبار شما در يابيم . گفتم : تنهاى شما يا جانهاى شما ؟ گفت : هيهات ! تنها پوسيده شد ، تلاقى أرواح را باشد . گفتم : زيارت ما را دانيد ؟ گفت : آرى ، شبانگاه پنج شنبه و تمامت روز آدينه و روز شنبه تا طلوع خورشيد . گفتم : از ديگر روزها اين چگونه مخصوص است ؟ گفت : براى فضل و بزرگى روز آدينه . و محمد بن واسع روز آدينه زيارت گورها كردى . گفتند : اگر تأخير كنى تا دوشنبه ؟ گفت : چنان شنيده‌ام كه مردگان زايران خود را روز آدينه بدانند ، و يك روز پس از آدينه ، و يك روز پيش از آدينه . و ضحاك گفت : هر كه گورى را روز شنبه پيش از طلوع خورشيد زيارت كند ، مرده زيارت او بداند . گفتند او را : چگونه ؟ گفت : به سبب روز آدينه . و بشر بن منصور گفت : چون زمان طاعون بود ، مردى به دشت رفتى و در نماز جنازه‌ها كه گزاردندى حاضر شدى ، و شبانگاه بر در مقبره‌ها بايستادى و گفتى : آنس اللّه وحشتكم و رحم اللّه غربتكم [ 648 ] و تجاوز عن سيّئاتكم و قبل اللّه حسناتكم . زيادت از اين نگفتى . پس او گفت : شبانگاهى سوى اهل خود آمدم و به گورستان نرفتم كه دعاى معتاد بگفتمى . در اثناى آن چه خفته