و بر گورى نوشته يافتند :
يا ايّها النّاس كان لي امل * قصّرنى عن بلوغه الاجل
فليتّق اللّه ربّه رجل * امكنه في حياته العمل
ما انا وحدي نقلت حيث ترى * كلّ إلى مثله سينتقل
اى ، اى مردمان مرا اميدى بود ، كه از رسيدن آن ، أجل مرا باز داشت ، پس بايد كه از خداى خود بترسد مردى كه در حيات خود عمل تواند ، من تنها نقل كرده نشدم آن جا كه مىبينى ، همگنان سوى مثل آن به زودى نقل كنند .
پس اين بيتهاست كه بر گورها نوشتهاند ، بدانچه سكّان « 195 » آن در عبرت گرفتن [ پس از مرگ ] تقصير نمودند . و صاحب بصيرت آن كس است كه در گور ديگرى نگرد جاى خود ميان ايشان ببيند ، پس ساختهء آن شود كه بديشان پيوندد ، و بداند كه ايشان از جاى خود دور نشوند تا او بديشان نپيوندد . و بايد كه بتحقيق بشناسد كه اگر يك روز از ايام عمر او كه مضيع است « 196 » ، اگر بر ايشان عرضه داشته شود هر آينه آن نزديك ايشان دوستتر از كل دنيا باشد ، زيرا كه ايشان قدر اعمال بشناختند ، و حقايق كارها ايشان را روشن شود . پس حسرت ايشان براى روزى از عمر باشد تا مقصر تقصير خود بدان تلافى كند ، و از عقوبت خلاص يابد . و موفق بدان مرتبهء زايد طلبد ، پس ثواب او تضاعف پذيرد . چه ايشان قدر عمر پس ز انقطاع آن شناختند ، پس حسرت ايشان در ساعتى از حيات باشد . و تو بر آن ساعت قادرى ، و شايد كه بر امثال آن قدرت يا بى ، پس چرا آن را ضايع كنى ؟ پس دل بر حسرت ضايع كردن آن بنه ، نزديك آن كه كار از اختيار در گذرد ، اگر بهرهء خود از ساعتها نگيرى بر سبيل مبادرت .
چه يكى از صالحان گفت كه برادرى خدايى را در خواب ديدم ، گفتم : زنده شدى ؟
الحمد للَّه رب العالمين . گفت : قدرت آن كه « الحمد للَّه رب العالمين » گويم نزديك من دوستتر از دنيا و آن چه در آن است . پس گفت : آيا نبينى آن جا كه مرا دفن كردند ، فلان برخاست و دو ركعت نماز گزارد و گفت : قدرت آن كه نماز گزارم نزديك من دوستتر از دنيا و آن چه در آن است .
بيان قولهاى ايشان در وقت وفات فرزند
( 1 ) حق است بر هر كه فرزند او يا خويشى از خويشاوندان او بميرد كه تقديم او در مردن بر او بدان منزلت داند كه اگر در سفرى باشد . پس فرزند او به شهرى برود كه وطن و مستقر اوست ، چه
هامش
( 195 ) سكّان ، ساكنان .
( 196 ) مضيع ، آن كه ضايع مىكند و باطل مىسازد ، عربى : هو مضيع له ( كه او آن را ضايع مىكند ) .