نگريست ، پس بر وى در افتاد و او را ببوسيد و گفت : مادر و پدر من فداى تو باد ، خداى - عز و جل - تو را دو بار مرگ بچشانيد . به خداى كه پيغامبر خداى وفات كرد . پس بيرون آمد بر مردمان و گفت : هر كه محمد را مىپرستيد ، محمد بمرد ، و هر كه پروردگار محمد را مىپرستيد ، او زندهاى است كه نميرد . خداى - عز و جل - گفت :
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ
؟ « 120 » اى ، نيست محمد مگر پيغامبرى كه پيش از او پيغامبران گذشتهاند ، آيا اگر او بميرد چنان كه پيغامبران پيشين مردهاند يا كشته شود ، از ايمان باز گرديد ؟ پس چنانستى كه مردمان اين آيت نشنيده بودند مگر آن روز . و در روايتي : چون اين خبر به ابو بكر - رضى اللّه عنه - رسيد در خانهء پيغامبر در رفت و بر او درود مىگفت ، و از چشمهاش آب مىرفت ، و آتشى كه از دل او بر مىآمد در سينه مىشكست ، و مع ذلك در كردار و گفتار جلادت مىنمود . پس بر وى در افتاد و روى مباركش باز كرد و پيشانى و رخسارههاش ببوسيد ، و روى او پاك كرد ، و مىگريست و مىگفت : مادر و پدر و نفس و اهل من فداى تو باد ، در حال حيات و ممات پاكى ، به مرگ تو منقطع شد آن چه به مرگ كسى از پيغامبران منقطع نشد ، و آن نبوت است . پس تو بزرگتر از آنى كه تو را صفت كنند ، و عظيمتر از آن كه براى تو بگريند . مخصوص كردى « 121 » تا به حدى كه تسليت دهنده شدى ، و عام [ 625 ] گردانيدى تا در حق تو برابر شديم . و اگر نه آنستى كه مرگ تو به اختيار تو بود ، جانها براى غم تو بذل كرديمى ، و اگر نه آنستى كه تو ما را از گريه باز داشتهاى ، آب چشم را براى تو نيست گردانيديمى . و اما آن چه از خود نفى نتوانيم كرد اندوه و ياد كرد است كه زايل نشوند . اى بار خداى از ما به دو رسان ، اى محمد در حضرت پروردگار خود ما را ياد فرماى ، و بايد كه سخن ما در خاطر تو باشد . و اگر نه سكينه بودى كه باقى گذاشتى ، با وحشتى كه پس از تو است هيچ كس اقامت نتوانستى كرد . اى بار خداى ، پيغامبر خود را از ما برسان ، و در باب ما حق او نگاه دار .
و ابن عمر - رضى اللّه عنهما - گفت كه چون أبو بكر در خانه رفت و درود و ثنا گفت ، اهل خانه فرياد « 122 » بر آوردند ، چنان كه اهل مصلّى بشنيدند ، هر گاه كه چيزى ياد كرد زيادت كردند . پس بانگ ايشان نيار اميد مگر بدان كه مردى بلند آواز جَلد « 123 » بر در سلام كرد و گفت : اى اهل بيت ،
كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ
، « 124 » اى ، هر نفسى كه هست چشندهء مرگ است . و در بقا خداى خلف است از هر كسى « 125 » ، و دريافت است هر رغبتى را ، و نجات است از هر مخافتى ، پس اميد از خداى داريد و به دو واثق باشيد و از او استماع نماييد و او را ياد داريد و گريه بگذاريد . پس چون گريه منقطع شد آواز نشنيدند ، پس بنگريستند كسى را نديدند ، پس باز در گريه شدند . منادى ديگر كه صوت او
هامش
( 120 ) آل عمران 3 - 144 .
( 121 ) يعنى مرگ را . . .
( 122 ) فرياد ، صداى گريه .
( 123 ) جَلد ، قوى .
( 124 ) عنكبوت 29 - 57 .
( 125 ) ان في اللّه خلفا من كل احد ( زبيدى 10 - 300 ) .