تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 821

مساهمون:

ص٨٢١
است . گفت : تو كدام فريشته‌اى ؟ گفت : ملك الموت . گفت : هيچ توانى كه صورتى كه جان مؤمن بر آن قبض كنى به من نمايى ؟ گفت : آرى ، روى از من بگردان . آن گاه روى بگردانيد ، پس باز سوى او نگريست ، جوانى ديد با صورت خوب و جامه‌هاى نيكو و بوى خوش ، گفت : اى ملك الموت ، اگر مؤمن در حال وفات نبيند مگر صورت تو ، وى را بسنده بود . و از آن جمله ديدن دو فريشتهء نگاه دارنده است . وُهَيب « 79 » گفت : به ما چنان رسيد [ 611 ] كه هيچ ميرنده‌اى نميرد تا آن گاه كه فريشتگانى كه عمل او نويسند خود را به دو نمايند ، پس اگر مطيع باشد گويند : جزاك اللّه عنّا خيرا ، بسا مجلس صدق كه ما را نشاندى و بسا عمل صالح كه در حضور ما كردى . و اگر فاسق بود گويند : لا جزاك اللّه عنّا خيرا ، بسا مجلس بد كه ما را نشاندى و عمل بد كه در حضور ما كردى و بسا سخن زشت كه به سمع ما رسانيدى ، فلا جزاك اللّه عنّا خيرا . پس از اين جهت چشم ميرنده سوى ايشان گشاده ماند ، و هرگز به دنيا باز نيايد . داهيهء سوم ديدن عاصيان باشد جاى خود را در آتش و ترسيدن ايشان پيش از ديدن آن . چه ايشان در كرات باشند ، قوّتها كم شده و جانها رو به بيرون آمدن نهاده . و هرگز جانها بيرون نيايد تا آواز ملك الموت به يكى از دو بشارت نشنود : يا ، اى دشمن خداى ، بشارت تو را به آتش ، و يا ، اى دوست خداى ، بشارت تو را به بهشت . و از اين است ترس صاحبان عقول . و پيغامبر - عليه السلام - گفت : لن يخرج أحدكم من الدّنيا حتّى يعلم اين مصيره و حتّى يرى من الجنّة او النّار ، اى ، يكى از شما هرگز از دنيا بيرون نيايد تا آن گاه كه بداند كه مصير او كجاست ، و تا نشست جاى خود از بهشت يا دوزخ نبيند . و گفت : من احبّ لقاء اللّه احبّ اللّه لقاءه و من كره لقاء اللّه كره اللّه لقاءه ، اى ، هر كه لقاى خداى دوست دارد ، خداى لقاى او دوست دارد ، و هر كه لقاى خداى كراهيت دارد ، خداى لقاى او را كراهيت دارد . گفتند : ما همه مرگ را كراهيت داريم . گفت : ليس ذاك بذاك ، انّ المؤمن إذا فرج له عمّا هو قادم عليه احبّ لقاء اللّه و احبّ اللّه لقاءه و انّ الفاجر إذا فرج له عمّا هو قادم عليه كره لقاء اللّه تعالى و كره اللّه لقاءه ، اى ، آن مراد نيست ، بدرستى كه چون براى مؤمن چيزى گشاده شود كه قدوم او بر آن خواهد بود ، لقاى خداى را دوست گيرد و خداى لقاى او را دوست دارد ، و چون براى فاسق چيزى گشاده شود كه قدوم او بر آن خواهد بود ، لقاى خداى را دوست نگيرد و خداى تعالى لقاى او دوست نگيرد . و حذيفة بن يمان در نزع بود ، در آخر شب ابن مسعود « 80 » را گفت : خيز بنگر چه ساعت است ؟
هامش
( 79 ) نسخهء قاهره : وهب ، زبيدى : وهيب بن ورد ( 10 - 265 ) . ( 80 ) زبيدى : همهء نسخه‌ها چنين است ولى ابى مسعود صحيح است و او عقبة بن عمرو بن ثعلبه است ، صحابى جليل ، كه در مرگ حذيفه ملازم وى بود . ( 10 - 266 ) ، و به هر حال مراد عبد اللّه بن مسعود صحابى معروف كه در سال 33 هجرى وفات يافته است نيست ، چون حذيفه بعد از او در محرم سال 36 هجرى در گذشته است . - و .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 821 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى