خواهيم كرد از عذاب گور و سؤال منكر و نكير ، و از حشر و نشر و أهوال روز قيامت و فزع ندا « 40 » در زمان عرض أكبر . چه امثال اين فكرتهاست كه ذكر مرگ در دل او تازه گرداند و داعى استعداد آن شود .
بيان تفاوت مردمان در درازى اميد و كوتاهى آن
( 1 ) بدان كه خلق در آن متفاوتند . بعضى هميشه بقا اميد دارند و آرزومند آن باشند . حق تعالى گفت :
يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ
، اى ، دوست دارد يكى از ايشان كه هزار سال زندگانى داده شود .
و بعضى تا غايت پيرى اميد دارند ، و آن اقصاى عمر باشد كه مشاهده كرده بود و ديده . و ايشان كسانى باشند كه دنيا را نيك دوست دارند . و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - گفت : الشّيخ شاب في حبّ طلب الدّنيا و ان التفّت ترقوتاه من الكبر الاّ الّذين اتّقوا و قليل ما هم ، اى ، پير ، جوان است در دوستى طلب دنيا ، اگر چه هر دو چنبر گردن او درهم آميزد از پيرى ، مگر كسانى كه بپرهيزند ، و ايشان اندكاند .
و بعضى تا سالى اميد دارند و به تدبير آن چه وراى آن باشد مشغول نشوند ، و در سال آينده براى نفس خود تقدير نكنند ، و ليكن در تابستان براى زمستان مستعد « 41 » باشند ، و در زمستان براى تابستان . و چون كفاف سالى جمع كنند به عبادت مشغول شوند .
و بعضى تابستان اميد ندارند يا زمستان ، پس جامهء زمستان در تابستان و جامهء تابستان در زمستان نگاه ندارند .
و بعضى شبانه روزى بيش اميد ندارند ، پس جز براى امروز خود مستعد نشوند ، و اما فردا را استعداد نكنند . عيسى - عليه السلام - گفت : اهتمام به رزق فردا مكنيد ، كه اگر فردا از اجلهاى شماست ، رزقهاى شما با اجلهاى شما در آن مىآيد ، و اگر از اجلهاى شما نباشد ، اهتمام براى غير خود مكنيد .
و بعضى از مردمان ، اميد او از ساعتى نگذرد ، همچنان كه پيغامبر - عليه السلام - فرمود : يا عبد اللّه إذا أصبحت فلا تحدّث نفسك بالمساء و إذا أمسيت فلا تحدّث نفسك بالصّباح ، اى ، اى بندهء خداى ، چون بامداد كنى با نفس خود حديث شبانگاه مگوى ، و چون شبانگاه كنى با نفس خود حديث بامداد مگوى .
و بعضى ساعتى را نيز تقدير نكنند . و پيغامبر - صلى اللّه عليه و آله و سلم - تيمم كردى با آن كه پيش از گذشتن ساعتى بر آب قادر بودى ، و گفتى شايد كه به دو نرسم .
هامش
( 40 ) فزع ، هول ، هراس . زبيدى : فزع النداء .
( 41 ) مستعد ، آماده .