تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
او نيّت بدى داشته بود و عمل نكرده . و دليل قاطع در اين باب آن است كه پيغامبر - عليه السلام - گفت : إذا التقى المسلمان بسيفيهما فالقاتل و المقتول في النّار . قيل يا رسول اللّه هذا القاتل فما بال المقتول ؟ قال : لأنّه أراد قتل صاحبه ، اى ، چون دو مسلمان با شمشيرهاى خود روى به يك ديگر آرند ، كشنده و كشته هر دو در آتش باشند . گفتند : گناه كشنده ظاهر است ، گناه كشته چيست ؟ گفت : او كشتن يار خود خواسته است . و اين نصّ است در آن چه او به مجرد ارادت مستحق آتش گشته است ، با آن چه مظلوم كشته شده است . پس چگونه گمان توان برد كه حق تعالى به نيت وهم مؤاخذت نفرمايد ؟ و هر چه در تحت اختيار بنده آيد او بدان گرفتار باشد « 219 » تا آن گاه كه آن را به حسنه‌اى مكفر گرداند . و نقض عزيمت به پشيمانى حسنه است ، به سبب آن ، حسنه‌اى براى وى ثبت مىشود ، و فايت شدن مراد به « 220 » مانعى حسنه نيست . و اما خاطرها و حديث نفس و هيجان رغبت ، اين همه در تحت اختيار نيايد ، و مؤاخذه بدان تكليف ما لا يطاق باشد . و براى آن چون قول حق تعالى :
وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ ،
« 221 » نازل شد ، طايفه‌اى از صحابه به خدمت پيغامبر آمدند و گفتند كه ما را چيزى تكليف فرمودند كه طاقت آن نداريم ، يكى را از ما چيزى در خاطر گردد كه دوست ندارد كه آن در دل او ثابت شود ، پس به آن محاسب « 222 » شود . پيغامبر - عليه السلام - فرمود : لعلّكم تقولون كما قالت بنو اسرائيل : سمعنا و عصينا ، قولوا : سمعنا و أطعنا ، اى ، شايد كه شما همچنان خواهيد گفت كه بنو اسرائيل گفتند : سمعنا و عصينا ، بگوييد : سمعنا و أطعنا . پس حق تعالى به ايشان فرج ارزانى فرموده [ پس از سالى ] و :
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها ،
« 223 » منزل گردانيد ، و به نزول اين آيت ايشان را فرج بخشيد . پس بدين ظاهر شد كه هر چه از اعمال دل در وسع بنده در نيايد آن است كه بدان مؤاخذ نشود . و برداشتن پرده از اين التباس اين است كه تقرير افتاد . و هر كه گمان برد كه هر چه بر دل بگذرد حديث نفس باشد و ميان اين سه قسم فرق نكند ، هر آينه در غلط افتد . و چگونه به اعمال دلها مؤاخذت نباشد كه كبر و عجب و ريا و نفاق و حسد و همهء خبايث از اعمال دلهاست [ 56 ] بل سمع و بصر و دل ، اين همه چنان كه حق تعالى فرموده است مسئولند ، مگر از آن چه در تحت اختيار نيايد . پس اگر چشم بىاختيار بر نامحرم محرم افتد بدان گرفتار نباشد ، و اگر بار ديگر در
هامش
( 219 ) مؤاخذه مىشود . ( 220 ) به ، با . ( 221 ) بقره 2 - 284 . ( 222 ) محاسب ، مورد حساب و بازخواست قرار گرفته . ( 223 ) بقره 2 - 286 .