لفظى ديگر : و إذا تحدّث بأن يعمل سيّئة فانا اغفرها له ما لم يعملها : اى ، چون در نفس خود انديشه كند كه بر بدى اقدام نمايد ، من آن را بيامرزم ما دام كه نكند . و اين همه دليل بر عفو است .
و اما آن چه بر مؤاخذت دلالت كند ، قول حق تعالى :
إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ ،
« 207 » اى ، اگر پيدا كنيد آن چه در نفسهاى شماست يا پوشيده داريد آن را ، خداى - عز و جل - با شما بدان حساب كند . و قول او :
وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا ،
« 208 » اى ، در چيزى كه تو را علم نباشد سخن مگوى ، چه سمع و بصر و دل از اين همه پرسيده خواهد شد ، اى ، بارى تعالى بندگان را بخواهد پرسيد از آن چه اين حسها را در آن كار فرمودهاند . و اين دليل است بر آن كه عمل دل چون عمل سمع و بصر است كه از آن عفو كرده نشود . و قول او :
وَ لا تَكْتُمُوا الشَّهادَةَ وَ مَنْ يَكْتُمْها فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ ،
« 209 » اى ، گواهى را مپوشيد ، و هر كه آن را بپوشد دل او بزهكار باشد . و قول او :
لا يُؤاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمانِكُمْ وَ لكِنْ يُؤاخِذُكُمْ
« 210 »
بِما كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ ،
اى ، نگيرد خداى - عز و جل - شما را بدانچه در سوگندان بر زبان شما رود بىقصد - چنان كه بر سبيل عادت براى صلهء سخن بر زبان كسى رود : و اللّه ، و لا و اللّه . چه « لغو » سخنى را گويند كه بىرويّت و فكرت گفته آيد - و لكن بگيرد شما را بدانچه دلهاى شما كسب كرده باشد ، اى ، قصد و عزيمت آن داشته بود .
و حق در اين مسئله نزديك ما دانسته نشود ، تا احاطتى حاصل نيايد به تفصيل اعمال دل ، از آغاز ظهور آن تا آن گاه كه عمل بر جوارح ظاهر گردد . پس گوييم كه :
اول چيزى كه بر دل درآيد خاطر است . چنان كه صورت زنى مثلا در دل كسى آيد و در خاطر گردد كه پس پشت اوست در راه ، اگر بدان التفات كند هر آينه بيند .
دوم انگيزش رغبت در نگريستن . و آن حركت شهوت است كه در طبع مركوز است ، و اين از خاطر اول زايد . و اين را ميل طبع خوانيم ، و اول را حديث نفس .
سوم حكم دل ، بدانچه اين را بيايد كرد ، اى ، بايد كه سوى او بنگرد . چه طبع چون مايل شود ، ما دام كه صوارف « 211 » دفع نگردد همت و نيت او را انبعاثى نبود ، چه باشد كه شرم يا بيم از التفات مانع آيد . و عدم اين صوارف از آن جمله است كه به تأمل باشد . و آن همه حالها حكمى
هامش
( 207 ) بقره 2 - 284 .
( 208 ) إسراء 17 - 36 .
( 209 ) بقره 2 - 283 .
( 210 ) مائده 5 - 89 .
( 211 ) صوارف ، موانع ( زبيدى ) .