تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
او بنگرد بدان گرفتار بود ، زيرا كه اين به اختيار است . پس خاطرهاى دل همين حكم دارد ، بل دل به گرفتارى اولى ، چه اصل اوست . پيغامبر - عليه السلام - گفت : التّقوى هاهنا . و اشارت به دل فرمود . پس گفت حق تعالى :
لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ ،
« 223 » اى ، گوشت و خون آن به خداى نرسد ، و لكن نيت و اخلاص شما به خداى رسد . و گفت - عليه الصلاة و السلام : الاثم حزّاز « 224 » القلوب ، اى ، بزه آن است كه در دل به بدى اثر كند . و شرح و بيان اين مستوفى سابق شده است . و گفت : پيغامبر - عليه السلام : البرّ ما اطمأنّ إليه القلب و ان أفتوك و أفتوك ، اى ، نيكويى آن است كه دل بر آن قرار گيرد اگر چه تو را فتوا دهند و فتوا دهند . تا به حدى كه مىگوييم كه دل مفتى چون به ايجاب چيزى حكم كند و در آن مخطى باشد ، به كردن آن ثواب يابد . بل كسى كه پندارد كه آبدست دارد « 225 » وى را نماز بايد گزارد : و اگر نماز بگزارد پس يادش آيد ، « 226 » مثاب باشد ، و اگر بگذاشت « 227 » پس يادش آمد ، معاقب بود . و كسى كه در فراش خود زنى يابد و پندارد كه اهل « 228 » اوست ، به وطى « 229 » او عاصى نشود ، اگر چه بيگانه باشد ، و اگر پندارد كه بيگانه است ، به وطى او عاصى شود ، اگر چه اهل او بود . و آن همه اعتبار دل است بىجوارح .

بيان آن كه تصور دارد كه وسوسة در حال ذكر به كليت منقطع شود يا نه

( 1 ) بدان كه عالمانى كه دل را مراقبت نمايند و در عجايب و صفات دل نظر فرمايند در اين مسئله بر پنج قول مختلف شده‌اند : يكى آن كه وسوسة به ذكر خداى منقطع شود . زيرا كه پيغامبر - عليه السلام - فرموده است : و إذا ذكر اللّه خنس . و « خنوس » واپس شدن را گويند ، و « واپس شدن از القاى وسوسة » خاموش شدن باشد از آن ، اى ، چون خداى را ياد كند ديو از وسوسة ساكت شود . دوم آن كه اصل او نيست نشود ، و در دل مىرود و لكن اثر نكند . چه دل چون مستغرق ذكر
هامش
( 223 ) حج 22 - 37 . ( 224 ) « حوّاز » و « حزّاز » هر دو وجه ( زبيدى 7 - 298 ) . ( 225 ) وضو گرفته است . ( 226 ) يادش آيد كه وضو نگرفته بود . ( 227 ) گذاشتن ، ترك كردن . ( 228 ) اهل ، زوجه . ( 229 ) وطى ، جماع .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 90 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى