تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 865

مساهمون:

ص٨٦٥
العقل كالذّرّة في جنب احد ، و ما قسم اللّه لخلقه حظّا هو افضل من العقل و اليقين ، اى ، متعالى است آن كه عقل را ميان بندگان خود مختلف قسمت فرمود ، بدرستى كه عمل و نيكويى و روزه و نماز دو مرد برابر باشد ، و ليكن ايشان در عقل متفاوت باشند ، چون ذره‌اى در جنب احد ، و خداى - عز و جل - براى خلق خود نصيبى قسمت نفرمود كه آن فاضل‌تر از عقل و يقين است . و بو دردا - رضى اللّه عنه - گفت كه پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - را پرسيدند : چه مىفرمايى : مردى [ روز ] روزه دارد ، و شب نماز گزارد ، و حج و عمره آرد ، و صدقه دهد ، و در راه خداى - عز و جل - غزا كند ، و بيمار را بپرسد ، و جنازه را مشايعت نمايد ، و ضعيف را يارى دهد ، منزلت او نزديك خداى تعالى روز قيامت چه باشد ؟ گفت : انّما يجزى على قدر عقله ، اى ، پاداش داده بشود بر اندازهء عقل او . انس - رضى اللّه عنه - گفت كه در خدمت پيامبر - صلى اللّه و سلم - مردى را ثنا گفتند و به نيكويى ياد كردند ، گفت : كيف عقله ؟ فقالوا يا رسول اللّه نقول من عبادته و فضله و من خلقه . فقال : كيف عقله ؟ فانّ الاحمق يصيب بحمقه اعظم من فجور الفجّار ، و انّما يقرّب النّاس على قدر عقولهم ، اى ، عقل او چگونه است ؟ گفتند : يا رسول اللّه ! ما از عبادت او و فضل او و خلق او مىگوييم . پس گفت : عقل او چگونه است ؟ چه احمق را به حمق او بديى بزرگتر از فسق فاسق برسد ، و مردمان مقرّب گردانيده نشوند مگر بر اندازهء عقلهاى ايشان . و ابو دردا - رضى اللّه عنه - گفت كه چون از مردى به پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - مبالغت عبادت رسيدى ، از عقل او پرسيدى ، اگر گفتندى « نيكوست » گفتى : أرجوه ، اى ، اميد داريد او را . و اگر گفتندى « چيزى نيست » گفتى : لن يبلغ صاحبكم حيث تظنّون ، اى ، صاحب شما هرگز نرسد آن جا كه شما گمان مىبريد . و ذكا و صحت غريزت عقلى نعمتى است از حق تعالى در اصل آفرينش ، و اگر به بلادت و حماقت فوت شود ، آن را تدارك نباشد . دوم - معرفت و بدان آن مىخواهيم كه چهار چيز بشناسد : نفس خود را شناسد ، و خداى خود را شناسد ، و دنيا را شناسد ، و آخرت را شناسد . پس نفس خود را به بندگى و خوارى شناسد ، و بدانچه در اين عالم غريب است ، و از اين شهوتهاى بهيمى بيگانه . و موافق او بطبع جز معرفت خداى تعالى و لقاى او نيست . و صورت نبندد كه اين را بشناسد تا نفس خود و خداى خود را نشناسد . و بايد [ 520 ] كه بر اين استعانت
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 865 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى