تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 867

مساهمون:

ص٨٦٧
و از « ربع مهلكات » عقبه‌هايى كه در راه خداى مانع است [ بداند ] ، چه ، مانع از خداى صفتهاى نكوهيده است در خوى ، پس نكوهيده بداند و طريق علاج آن بداند . و از « ربع منجيات » صفتهاى ستوده‌اى كه چاره نيست بداند ، پس از آن چه نكوهيده محو كرده شود ستوده به جاى آن ايستانيده باشد . و چون بدان همه محيط شد ، از انواع غرور - كه بدان اشارت كرديم - حذر تواند كرد . و اصل آن همه آن است كه دوستى خداى بر دل او غالب شود ، و دوستى دنيا از او ساقط گردد ، تا ارادت بدان قوّت گيرد و نيت درست آيد . و آن حاصل نشود مگر به معرفتى كه ياد كرديم . سؤال چون آن همه به جاى آورد ، از چه بر او ترس باشد ؟ جواب ترس بر او از آن بود كه شيطان وى را بفريبد ، وى را داعى شود به نصيحت خلق و نشر علم و دعوت مردمان بدانچه از دين خداى دانسته است . و مريد مخلص چون از تهذيب اخلاق فارغ آيد ، و دل را مراقبت نمايد تا از همهء تيرگيها وى را صافى گرداند ، و بر صراط مستقيم راست ايستد ، و دنيا در چشم او حقير شود و آن را بگذارد ، و طمع او از خلق منقطع گردد و بديشان ننگرد ، و او را جز يك همّ نماند و آن خداى - عز و جل - باشد و تلذذ به ذكر و مناجات او [ 521 ] و اشتياق لقاى او ، و شيطان از اضلال او عاجز گشته باشد - چه اگر از جهت دنيا و شهوات نفس آيد او را فرمان نبرد - پس از جهت دين درآيد و او را داعى شود به رحمت بر خلق خداى و شفقت بر دين ايشان به نصيحت و خواندن به حق تعالى . پس بنده به چشم رحمت در بندگان نگرد ، پس ايشان را در كار خود حيران بيند ، و در دين خود مست ، كر و كور شده ، و بيمارى بر ايشان مستولى گشته و ايشان را از آن علم نه ، و طبيب مفقود ، و ايشان بر خطر هلاك ، پس رحمت بر دل او غالب شود ، و او حقيقت معرفت داند بدانچه ايشان را راه نمايد و گمراهى ايشان روشن گرداند و به سعادتها ارشاد كند ، و او ذكر آن بىرنجى و مئونتى و لزوم غرامتى تواند . و مثال او [ مثال ] كسى بود كه رنجى عظيم داشته باشد كه درد آن را طاقت نتوان داشت ، و به سبب آن ، همه شب بىخواب و همه روز بىقرار بود ، نخوردى و نياشاميدى و نجنبيدى ، « 262 » و
هامش
( 262 ) در نسخهء خطى : و نخسبيدى ، در عربى لا يأكل و لا يشرب و لا يتحرّك ( زبيدى 8 - 492 ) .
إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 867 | الغزالي / حسين خديو جم / مؤيد الدين خوارزمى