تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 863

مساهمون:

ص٨٦٣
به مجرد شنيدن وعظ بىعمل و پند گرفتن ، ايشان را ثواب حاصل آيد . ايشان مغرورند . زيرا كه فضل مجلس ذكر براى آن است كه مرغّبى است در خير ، و اگر رغبت نه‌انگيزد در آن خيرى نبود . و رغبت بدان ستوده است كه باعث عمل است . و اگر از ضعيفى « 259 » بر عمل باعث نشود ، در آن خيرى نبود ، چه وعظ را براى غير آن طلبند ، چون خير نرساند آن را قيمتى نباشد . و بسى باشد كه بدان فريفته شود بدانچه از واعظ شنود از فضل حضور مجلس و فضل گريه . و بسى باشد كه يكى را از ايشان رقتى آرد چون رقت زنان و بگريد . و بسى باشد كه سخن ترساننده شنود ، پس بيش از آن نكند كه دستها بر هم زند و گويد : يا سلام سلّم « 260 » ، يا نعوذ باللّه ، يا سبحان اللّه ، و پندارد كه همه خير به جاى آورد . او مغرور باشد . و مثال او [ مثال ] بيمارى است كه در مجالس طبيبان حاضر شود و آن چه رود شنود ، يا گرسنه‌اى كه نزديك كسى رود كه طعامهاى لذيذ مشتهى را صفت كند [ و ] بازگردد . و آن بيمارى و گرسنگى را دفع نكند . پس شنيدن صفت طاعتها بىعمل همچنين در حضرت خداى هيچ سود ندارد . و هر پندى كه از تو صفتى تغير نكند ، تغيرى كه افعال تو را بگرداند تا به حدى كه به آخرت اقبال نمايى و از دنيا اعراض كنى ، اقبال قوى يا ضعيف ، آن پند بر تو زيادت حجت باشد ، [ و ] چون آن را وسيلت خود دانى مغرور باشى . سؤال آن چه از مداخل غرور ياد كردى كارى است كه هيچ كس از آن خلاص نيابد ، و احتراز از آن ممكن نيست ، و اين نوميدى آرد ، چه ، كسى از آدميان از خفاياى اين آفت‌ها حذر نتواند كرد . جواب چون همت آدمى در چيزى سست باشد ، از آن نوميدى ظاهر كند و كار را بزرگ شمرد و راه را درشت داند . و چون هواى او درست شود ، حيلتها وى را روى نمايد و به نظر باريك راههاى پوشيده در رسيدن بدان غرض استنباط كند . تا به حدى كه آدمى چون فرود آوردن پرنده‌اى خواهد كه در جو آسمان پرواز كند با آن چه به غايت دورى باشد ، فرود آرد ، يا بر آوردن ماهييى كه در قعر دريا بود ، بر آرد ، يا بيرون گرفتن زر و سيم از زير كوه‌ها ، بيرون گيرد ، يا صيد كردن وحشيان كه در صحراها و بيابانها باشند ، صيد كند ، يا مسخر كردن ددگان و پيلان و حيوانات عظيم ، مسخر گرداند ، يا گرفتن ماران و با آن بازى كردن ، [ گيرد ] و ترياق از جوف آن بيرون آرد ، يا از برگ توت ديباى ملوّن منقش ساختن ، [ سازد ] ، يا دانستن مقادير ستارگان و طول
هامش
( 259 ) از رغبت ضعيف . ( 260 ) در شرح زبيدى : يا رب سلّم سلّم ( همان جا ) .