تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 830

مساهمون:

ص٨٣٠
به دو حاصل شود غير آن علم است . چه مقصود از اين علم حفظ اموال است به شروط معاملات و حفظ أبدان به مالها و به دفع كشتن و جراحتها . و مال در راه خداى آلت است ، و تن مركب . و علم مهم معرفت رفتن راه است و قطع عقبات دل ، كه آن صفتهاى نكوهيده است و ميان بنده و خداى آن حجاب است . و چون بدان صفتها ملوّث بميرد از خداى محجوب باشد . پس مثال او بر اقتصار بر علم فقه مثال كسى است كه از سلوك راه حج ، بر علم دوختن مشك و موزه اقتصار نمايد . و شك نيست در آن چه اگر آن نباشد حج معطل شود ، و ليكن كسى كه بر آن اقتصار نمايد از حج بر كارى نباشد . و شرح آن در « كتاب علم » ياد كرده‌ايم . و از اين جماعت بعضى از علم فقه بر « خلافيات » اقتصار نموده‌اند ، و جز آموختن طريق مجادله و الزام و افحام « 153 » خصمان و دفع حق براى غلبه و مباهات مهم ندانند . پس همه شب و روز در تفتيش از مناقضات ارباب مذاهب ، و جستن عيبهاى اقران و تلقّف « 154 » انواع تسبيبات موذى « 155 » باشند . و اين جماعت ددگان انس‌اند ، طبع ايشان رنجانيدن است و همت ايشان سفه ، و قاصد علم نباشد مگر به ضرورت آن چه براى مباهات اقران ايشان را لازم آيد . پس هر علمى كه در مباهات بدان محتاج نشوند ، چون علم دل و علم سلوك در راه خداى به محو صفتهاى نكوهيده و تبديل آن به صفات ستوده ، آن را حقير شمرند و تزويق « 156 » و سخن مذكّران خوانند . و تحقيق نزديك ايشان دانستن تفاصيل عربده است كه ميان دو كس رود كه در جدل [ كشتى ] گيرند « 157 » . و در اين طايفه آن چه در اصحاب فتاوى گفته‌ايم موجود است . و زيادت از آن آن است كه خلافيات از فرضهاى كفايت هم نيست ، بل همهء دقايق جدل در فقه بدعتى است كه سلف آن را نشناخته‌اند . و اما ادلهء احكام ، علم مذهب بر آن مشتمل است ، و آن كتاب خداى و سنت رسول اوست ، و فهم معنيهاى آن . و اما حيلتهاى جدل ، از كسر و قلب و فساد وضع و تركيب و تعديه ، براى اظهار غلبه و افحام « 158 » و رواج بازار جدل إبداع كرده‌اند . پس غرور اين جماعت بسيارى سخت‌تر و زشت‌تر از غرور اصحاب فتاوى است .
هامش
( 153 ) افحام ، كسى را به حجت و خصومت خاموش گردانيدن . ( 154 ) تلقّف ، زود فرا گرفتن . ( 155 ) تسبيب ، سبب ساختن ، دشنام دادن . ( 156 ) تزويق ، آرايش سخن ، نقش و زينت . ( 157 ) در نسخهء خطى : كه در جدل كسى گيرند ، در عربى : التي تجرى بين المتصارعين في الجدل ( زبيدى 8 - 456 ) . ( 158 ) افحام ، كسى را به حجت و خصومت خاموش گردانيدن .