تواضع و مذلت نافع باشد . و او را بسنده است كه معنى يك آيت از كتاب خداى بداند ، چه در قرآن علم اولين و آخرين كسى بيابد كه بصيرت او گشاده باشد . و حق تعالى گفت :
قُتِلَ الْإِنْسانُ [ 449 ] ما أَكْفَرَهُ ،
« 205 »
مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ ، مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ، ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ ، ثُمَّ أَماتَهُ فَأَقْبَرَهُ ، ثُمَّ إِذا شاءَ أَنْشَرَهُ .
« 206 » پس اين آيتها اشارت فرموده است به اول خلقت آدمى و آخر كار و ميانهء او ، پس بايد كه آدمى در آن بنگرد تا معنى آيت بداند .
اما اول آدمى آن است كه چيزى مذكور نبود ، « 207 » و روزگارها در كتم عدم « 208 » بود ، بل عدم او اوّلى نداشت . و كدام چيز خسيستر و كمتر از محو و عدم باشد ؟ و در قدم همچنين بود . پس حق تعالى وى را از خوارتر و قذرتر « 209 » چيزى بيافريد ، چه اول او را از خاك آفريد ، آن گاه از نطفه ، آن گاه از علقه ، « 210 » آن گاه از مضغه « 211 » ، [ پس ] او را استخوان گردانيد ، پس استخوان را كسوت گوشت پوشانيد . و بدايت وجود او اين بود كه چنين مذكور گشت . پس مذكور نشد مگر بر خسيستر صفتى و حقيرتر نعمتى ، چه در ابتدا وى را كامل نيافريد ، بل جماد مرده آفريد كه نشنود و نبيند و احساس نكند و نجنبد و نگويد و نگيرد و در نيابد و نداند . پس به موت او پيش از حيات ابتدا فرمود ، و به ضعف او پيش از قوّت ، و به جهل او پيش از علم ، و به نابينايى او پيش از بينايى ، و به كرى او پيش از شنوايى ، و به گنگى او پيش از گويايى ، و به ضلالت او پيش از هدايت ، و به درويشى او پيش از توانگرى ، و به ناتوانى او پيش از توانايى .
و اين معنى قول خداى است :
مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ ، مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ .
« 212 » و معنى قول او :
هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً ، إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ .
« 213 » در اول او را همچنين آفريد ، آن گاه بر وى منت نهاد و گفت :
ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ .
« 214 » و اين اشارت است بدانچه او را در مدت حيات تا به وقت وفات ميسر شود . و [ همچنين ] گفت « 215 » :
مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً ، إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ .
« 216 » و معنى آيت آن است كه او را زنده گردانيد پس از آن چه در مقام
هامش
( 205 ) اين آيه در شأن عتبة بن ابى لهب نازل شده ( الميزان ) .
( 206 ) عبس 80 - 17 - 22 .
( 207 ) چيزى لايق ذكر نبود ، اشاره است به اين آيه : . . . لم يكن شيئا مذكورا ( دهر 76 - 1 ) .
( 208 ) كتم ، پنهان كردن ، كتم عدم ، جهان نيستى ( كه در پردهء اختفاست ) .
( 209 ) قذر ، پليد .
( 210 ) علقه ، خون بسته ، طور دوم از أطوار نطفه .
( 211 ) مضغه ، گوشت پاره ، طور سوم از أطوار نطفه .
( 212 ) عبس 80 - 17 - 22 .
( 213 ) دهر 76 - 1 - 3 .
( 214 ) عبس 80 - 17 - 22 .
( 215 ) در نسخهء خطى :
و براى آن گفت ، در عربى : و كذلك قال .
( 216 ) - دهر 76 - 1 - 3 .