بركند ، و رخسارهها را قطعه قطعه كند ، و ديگر عضوها در جوف « 224 » كرمان سرگين شود ، و مردارى باشد كه حيوان از او بگريزد و هر آدميى آن را استقذار كند « 225 » و طاقت ديدن او ندارد . و بهتر حالهاى او آن باشد كه بدانچه بوده است باز گردد و خاكى شود كه از آن بناها سازند و كوزهها بردارند . پس از آن چه موجود بود مفقود گردد و چنان شود كه گويى هرگز نبود ، چنان كه در اول كار خود بودى مدتى دراز .
و كاشكى همچنان بماندى ، چه بغايت نيكو باشد كه وى را خاك بگذارند ، بل زنده گردانند تا پس از محنت بلى « 226 » شدت بلا تحمل نمايد ، و اجزاى او را فراهم آرند ، و از گور او را سوى أهوال « 227 » قيامت رانند . پس قيامت قايم شده [ 451 ] بيند ، و آسمان شكافته ، و زمين بدل گشته ، و كوهها در رفتن آمده ، و ستارگان فرو ريخته ، و خورشيد در كسوف مانده ، و حالها تاريك ، و ملايكهء غلاظ و شداد ، [ و ] آتشى افروخته كه بانگ كند ، و بهشت كه گناهكار آن را بيند و در حسرت بماند .
پس نامهها باز كرده بيند ، و او را گويند كه نامهء خود را بخوان . او گويد : چه نامه است ؟
گويند : آن گاه كه در حيات دنيا بدان شاد بودى و به نعمتهاى آن تكبر مىنمودى و به اسباب آن فخر مىآوردى دو فريشتهء نگاه دارنده بر تو موكل بود كه آن چه مىگفتى و مىكردى ، از قليل و كثير ، و نقير و قطمير ، « 228 » و خوردن و آشاميدن ، و ايستادن و نشستن ، بر تو مىنوشتند ، تو آن را فراموش گردانيدهاى و حق تعالى آن را احصا فرموده است . « 229 » پس سوى حساب بايد شتافت و مستعد جواب بايد شد ، و الاّ به عذاب گرفتار شوى . و پيش از آن كه نامه بخواند و آن چه در آن است از رسواييها مشاهده كند ، از هول اين خطاب دلش پاره پاره شود . و چون مشاهده كند گويد :
يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ ، لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَ لا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها ،
« 230 » اى ، اى واى بر ما ، چه حال است اين نامه را كه از خرد و بزرگ اعمال ما فرو نگذاشته ، مگر آن كه نوشته و در آن مثبت « 231 » است . پس اين آخر
هامش
( 224 ) جوف ، شكم و درون چيزى .
( 225 ) استقذار ، پليد شمردن ، كراهت داشتن .
( 226 ) بلى ، فرسودگى ، پوسيدگى ، كهنگى .
( 227 ) اهوال ( ج هول ) ، هول ، دهشت ، ترس .
( 228 ) نقير و قطمير - « كتاب آداب صحبت » پاورقى 374 .
( 229 ) اكثر آيات ذكر شده متعلق است به سورههاى تكوير 81 و انفطار 82 . و اين هر دو سوره به مكه فرود آمده است اندر علامتهاى رستخيز ، از بهر آن كه در آن روز نامهها بپراكنند ، و هر كسى نامهء خويش بر دارد و بر خواند و كار خويش همه اندر يابد . اما علامتها كه پيش از رستخيز باشد : آن چه از مغرب پيدا آيد مهدى است ، و عيسى كه از آسمان فرود آيد ، و جهان را همه عدل و داد فرا گيرد ( ترجمهء تفسير طبرى ) .
( 230 ) كهف 18 - 49 .
( 231 ) مثبت ، ثبت شده ، نوشته شده .