تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 637

مساهمون:

ص٦٣٧
آن از سخت‌ترين مهلكات است . و يكى از شدت او آن است كه در او شايبه‌هاست پوشيده‌تر از رفتار مورچه ، چنان كه در خبر آمده است كه فحول علما در آن خطا كنند [ 380 ] تا كار به عابدانى رسد « 128 » كه به آفات نفسها و غوايل دلها جاهل باشند .

بيان رياى خفى كه مخفيتر است از رفتن مورچه

( 1 ) بدان كه ريا پوشيده هست و ظاهر هست . ظاهر آن است كه بر عمل آرد ، و بر آن دارندهء او باشد نه قاصد ثواب . « 129 » و اين ظاهرتر است . و اندكى از او پوشيده‌تر آن است كه مجرد آن بر عمل ندارد ، الاّ آن است كه آسان گرداند عملى را كه بدان رضاى خداى طلبند . چون كسى كه تهجد هر شب او را معتاد باشد و بر وى گران آيد ، و چون مهمانان بر وى آيند نشاطش در آن بيفزايد و بر دلش سبك آيد ، و داند كه اگر اميد ثواب نباشد ، به مجرد رياى مهمانان نماز نگزاردى « 130 » . و پوشيده‌تر از آن آن كه در عمل تأثير نكند و به تسهيل و تخفيف آن [ هم ] اثرى ندارد ، و ليكن مع ذلك در دل نهان باشد . و هر گاه كه در باعث بودن بر عمل اثر نكند آن را جز به علامتها نتوان شناخت . و روشن‌ترين علامتها آن است كه به اطلاع مردمان بر عمل خود شاد شود . چه بسى بنده باشد كه در عمل خود مخلص بود و معتقد ريا نباشد ، بل كاره آن باشد و آن را رد كند ، و عمل را بر آن جمله به إتمام رساند ، و ليكن چون مردمان بر آن مطلع شوند شاد و خوشدل گردد و سختى عبادت بر دل وى آسان شود . و اين شادى دلالت كند به رياى پوشيده كه شادى از آن ترشح نمايد ، و اگر نه دل به مردمان ملتفت بودى ، به اطلاع ايشان شادى او ظاهر نگشتى ، چه ريا در دل پوشيده بود ، چنان كه آتش در سنگ ، پس اطلاع مردمان اثر فرح و شادى از وى ظاهر گردانيد . آن گاه چون لذت شادى به اطلاع مردمان در دل خود يابد و آن را به كراهيتى مقابله نكند ، آن قوتى و غذايى شود عرق پوشيدهء ريا را تا بر نفس خود « 131 » حركت كند ، حركت خفى ، پس متقاضى شود به تقاضاى پوشيده‌اى كه به سبب تكلف كند كه مردمان بر آن مطلع شوند ، به
هامش
( 128 ) تا چه رسد به عابدانى . . . ( 129 ) در شرح زبيدى : ( فالجلي هو الذي يبعث على العمل ) و ينشط عليه ( و يحمل عليه اوّلا ) لقصد المحمدة ( دون قصد الثواب ) و الاجر ( 8 - 281 ) . ( 130 ) در كيمياى سعادت : اين نيز همچنين ظاهر است و چون دبيب النمل ( راه رفتن مورچه ) نيست ، كه اين نيز هم بتوان شناخت ( 2 - 222 ) . ( 131 ) بر نفس خود ، خود به خود .