تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إحياء علوم الدين ( فارسى ) — صفحة 638

مساهمون:

ص٦٣٨
تعريض و القاى سخن در معرض چيزى ديگر ، اگر چه بتصريح داعى نشود . و باشد كه پوشيده و به تعريض و تصريح به نطق ظاهر نگرداند ، و ليكن به شمايل ظاهر كند ، چون اظهار نزارى و زردى ، و پستى آواز ، و خشكى لب ، و آثار اشك ، و غلبهء خوابى كه بر تهجد دلالت كند . و پوشيده‌تر از آن آن كه چنان باشد كه اطلاع مردمان نخواهد و به ظهور طاعت شاد نشود ، و ليكن مع ذلك چون مردمان را بيند دوست دارد كه به سلام ابتدا نمايند ، و بشاشت و توقير به جاى آرند ، و بر وى ثنا گويند ، و در قضاى حاجتهاى وى به نشاط باشند ، و در بيع و شرى با وى مسامحت كنند « 132 » ، و جاى نيكوتر وى را مسلّم دارند ، و اگر كسى در آن تقصير كند بر دل او گران آيد و آن را مستبعد شمرد ، چنانستى كه نفس او متقاضى احترام است بر طاعتى كه پوشيده داشته است و كسى را بر آن مطلع نكرده ، و اگر آن طاعت از وى سابق نشده بودى ، تقصير مردمان در حق خود مستبعد نشمردى . و هر گاه كه وجود عبادت چون عدم آن نباشد در كل آن چه به خلق تعلق دارد ، به علم خداى قانع نشده باشد ، و خالى نباشد از شايبه‌اى پوشيده از ريا كه پوشيده‌تر از رفتار مورچه باشد . و آن همه زود باشد كه مزد را باطل گرداند . و از آن جز صديقان مسلّم نمانند . و از على - رضى اللَّه عنه - آمده است كه گفت : انّ اللَّه عزّ و جلّ يقول للقرّاء يوم القيامة : ا لم يكن يرخص « 133 » عليكم السّعر أ لم تكونوا تبتدءون بالسّلام أ لم تكونوا تقضى لكم الحوائج ، اى ، حق تعالى گويد در روز قيامت قرّاء « 134 » را : آيا سعر « 135 » را بر شما ارزان نمىكردند ، و به ابتدا بر شما سلام نمىگفتند ، و حاجتهاى شما روا نمىگردانيدند ؟ و در حديث است : لا أجر لكم قد استوفيتم أجوركم ، [ 381 ] اى ، شما را مزد نيست ، مزدهاى خود تمام بستده‌ايد . و عبد اللَّه بن مبارك روايت كرد كه وهب بن منبّه گفت كه يكى از سياحان ياران خود را گفت كه ما از اموال و اولاد مفارقت گزيده‌ايم از بيم طغيان ، و مىترسيم كه در كار ما طغيان بيش از آن باشد كه در كار اهل مال در مال ، چه يكى از ما چون مردمان را بيند دوست دارد كه براى دين وى را تعظيم كنند ، و اگر حاجتى خواهد دوست دارد كه براى دين آن را روا گردانند ، و اگر چيزى خواهد خريد خواهد كه براى دين بر وى ارزان فروشند . پس اين سخن به ملك ايشان رسيد ، و او در موكب عظيم بر نشست چنان كه سهل و جبل پر آدمى شد ، سياح پرسيد : چيست
هامش
( 132 ) مسامحت ، نرمى ، مدارا ، نيز « كتاب رياضت نفس » پاورقى 53 . ( 133 ) در نسخهء خطى : أ لم تكونوا يرخص . . . ( 134 ) قرّاء ، علماء ( زبيدى 8 - 282 ) . ( 135 ) سعر ، نرخ .