چهارم آن كه ديدن مردمان مرجّح و مقوّى نشاط او باشد ، و اگر آن نبودى عبادات نگذاشتى « 105 » ، و اگر قصد ريا تنها بودى بر آن اقدام ننمودى . پس مظنون ما آن است - و العلم عند اللَّه - كه آن اصل ثواب را باطل نكند و ليكن آن را كم گرداند ، يا بر مقدار قصد ريا معاقب باشد و بر مقدار قصد ثواب مثاب . و اما قول حق تعالى در حديث قدسي : انا اغنى الاغنياء عن الشّرك . محمول است بر جايى كه هر دو قصد متساوى باشند ، يا قصد ريا راجحتر بود .
ركن دوم - چيزى كه بدان ريا كند
( 1 ) و آن طاعتهاست . و آن دو قسم است : يكى ريا به اصول عبادتها ، دوم ريا به اوصاف آن .
قسم اول و آن غليظتر است ، ريا به اصول است . و آن سه درجه است .
درجهء اول ريا به اصل ايمان . و آن غليظتر أبواب رياست ، و صاحب او جاويد در آتش باشد . و او آن كس است كه كلمهء شهادتين ظاهر كند ، و باطن او مشحون بر تكذيب باشد و ليكن به ظاهر اسلام ريا كند . و او آن است كه حق تعالى گفت در جاى بسيار در كتاب خود :
إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ .
. « 106 » اى ، در آن چه دلالت مىكنند به قول خود بر ضمير خود . و قول حق تعالى :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلى ما فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ ، وَ إِذا تَوَلَّى سَعى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها
( الآية ) . « 107 » مترجم مىگويد : اين آيت در شأن اخنس شريق نازل شده است ، و او منافق شيرين سخن بود ، و ظاهر خوب داشت و باطن بد ، بدان گفت : يعجبك قوله في الحياة الدّنيا ، اى ، در آخرت آن را ثوابى نيست . و پيغامبر را گفت « 108 » « به خداى كه من تو را دوست دارم و مخلصم » ، براى آن گفت « 109 » :
وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلى ما فِي قَلْبِهِ .
و چون به مكه بازگشت در راه كشت مسلمانان را بسوخت و درازگوشان ايشان را پى كرد ، بدان موجب فرمود : سعى في الارض ليفسد فيها .
و قول حق تعالى :
وَ إِذا لَقُوكُمْ قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا عَضُّوا عَلَيْكُمُ الْأَنامِلَ مِنَ الْغَيْظِ قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ
« 110 » ، اى ، چون شما را ببينند گويند گرويدهايم و چون [ 376 ] خالى شوند از خشم بر شما
هامش
( 105 ) نگذاشتى ( وجه شرطى ) ، ترك نكردى .
( 106 ) منافقون 63 - 1 .
( 107 ) بقره 2 - 204 و 205 .
( 108 ) اخنس بن شريق .
( 109 ) خداى تعالى .
( 110 ) آل عمران 3 - 119 .